خب میدانی جان دلم

خب میدانی جان دلم...
من هم دوست دارم مثل دختر های دیگر قهر کنم نازم را بکشی.....
اخم کنم تصدقم بروی....
لج کنم مرا نوازش کنی.....
اشک بریزم در آغوشم بگیری
اصلا بروم
ترکت کنم
سد راهم شوی و داد بزنی شما غلط کرده ای جایی بروی...
ولی میترسم...
میترسم جان دلم...
میترسم بگویم میروم ،بگویی هر طور راحتی
میترسم بگویم رفتم ،بگویی به سلامت
پس میکشم و دفن میکنم در خودم ناز و ادا های دخترانه ام را....
آخر ناز و ادا هایم به از دست دادن تو نمی ارزد...
دیدگاه ها (۵۳)

محبـــوبـــــ روزهای گذشته ام...قرار بودخــنـــده را تا همــ...

بررررف😍 😍 😍 ❄ ❄ ❄ عاشقشم😊 ❤ 😎

می نویسم دوستت دارمبخوان دلم برایت تنگ شدهمی نویسم به یادت ه...

اغاز دوست داشتن استگرچه پایان راه ناپیداستمن به پایان دگر نی...

داستان سهراب و پریسا به قلم مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط