بامن بمان تا درکنارت جان بگیرم

بامن بمان تا درکنارت جان بگیرم
درسینه ی طوفانیت سامان بگیرم

دیروز با نامت شدم آغاز، مگذار
امروز بی نامِ تو،من پایان ،بگیرم
دیدگاه ها (۱)

خسته ام از این زندان که نامش زندگیست. پس قشنگی های دنیا مال ...

حس خوبیه وقتی میدونی یکی دوستت داره...البته منو کسی دوس ندار...

!!

تو باید جای من باشیکه بفهمیآدمروزی صدباربا یه ترانه میمیره!!...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

امروز، آغازِ یک فصل تازه است؛ فصلی که با نامِ تو نوشته می‌شو...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط