می شود امشب به دنیایت مرا مهمان کنی؟

می شود امشب به دنیایت مرا مهمان کنی؟
شعرتاریک مرا با مهر خود تابان کنی؟

می شود این چشم های ابری و پردرد را
با نگاه آبی ات همسایه ی باران کنی؟

کاش امشب خلوت آیینه را با دست خود
رنگ زیبایی ببخشی؛ زخم را پنهان کنی

من پر از شمعم؛ پر از پروانگی های عمیق
باید امشب گل بیارایی و دست افشان کنی

سرد سردم برف می بارد به روی شعر من
کاش این کولاک شب را ظهر تابستان کنی

کاش می ماندی و تا وقتی برآید آفتاب
مثل آدم با تن حوایی ام عصیان کنی

شب شده پیراهن من؛ ماه؛ تنها دکمه اش
تا به دست مهربانت صبح را عریان کنی...
دیدگاه ها (۲)

Part "72"☆ویو تهیونگ☆یک ماه از به دنیا آمدن آرا می‌گذشت. توی...

سناریو درخواستی²از اعضاس،وقتی ا.ت مست کرده،یادشه وه دوست پسر...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۲ چند ساعت بعد، لیا تقریباً همه‌چیز رو...

رمان انتقام ازدواج کامل

ابلیس

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #عاشقانه #غمگین #دلت...

آه، باران... تو چه می‌دانی از حال دل من؟ تو که بی‌وقفه می‌با...

غمی در خاطرم دارم که خود می دانم و قلبمچنان از غصه ها خردم ک...

خبری آمد خبری در راه است سرخوش ان دل که از آن آگاه استشاید ا...

سلسله موی دوست حلقه ی دام بلاستهر که در این حلقه نیست غافل ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط