((part ⁷))

((part ⁷))

تهیونگ: یه کاری با پاهات می کنم که دیگه نتونی رو پاهات وایسی
ا. ت: من.. منظورت.. چی.. چیه؟(ترس)
تهیونگ: هه.. خودت میدونی قراره چه بلایی سرت بیاد..پس خودتو به خنگی نزن... شنیدم که خیلی باهوشی همین قدرم لجباز و یه دنده یی.. بهتره که زبون تیزتو کوتاه کنم تا دیگه تو روم واینستی

ویو ا. ت
تهیونگ رفت و میله یی که داغ شده بودو برداشت و اورد نزدیکم... خیلی ترسیدم فک کردم که اگه اون میله ی داغ و به پام بزنه دیگه نمی تونم راه برم و حتما جونم درمی یاد

تهیونگ: می ترسب مگه نه؟
ا. ت: من... من
تهیونگ: پس ترسیدی (پوزخند)

ویو ا. ت
یه دفه یی اون میله ی داغ و روپام کشید از تاغیش چشام سیاهی رفت و دیگه نفهمیدم چی شد

جونگ کوک: قربان دارین به این دختره خیلی سخت میگیرین... اون خیای ضعیفه
تهیونگ: هه(خنده) پس صبر کنو ببین سختگیریمن چجوریه... فعلا برو به پزشک
بگوبیاد اینو معاینه کنه نباید به این زودی بمیره هنوز باهاش کار دارم

جونگ کوک: چشم قربان
کوک رفت بیرون
جونگ کوک: استف برو به مامانتیسا بگو بیاد اینو معاینه کنه
استف: چشم
مامانتیسا: باز جناب کیم چیکار کردن

امیدثارم خشتون اومده باشه کیوتام💞
نظرتونم حتما حتما تو کامنتا بگید💗💗
دیدگاه ها (۳)

گایزا فیک اسمات اشکال داره بنویسم؟ چون بعضی یا میگن اشکال ند...

شباهت لباس جیمین با امیر مقاره خواننده (ماکان بند )امیر مقال...

((part ⁶)) تهیونگ: گفتم ببرینش(داد) +چشم قربانویو ا. تچشامو ...

#برادر‌ناتنی‌‌من#Part_44···ویو ا/ت >>رفتیم تو عمارت کوک .خیی...

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

رمان پرده های خونی توضیحات :نقش ها:کوک، تهیونگ، ا. ت، رزا، ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط