نیمی از جان مرا بردی ، محبت داشتی

نیمی از جان مرا بردی ، محبت داشتی
نیم باقیمانده هم هر وقت فرصت داشتی

بر زمین افتادم و دیدم به سویم می دوی
دست یاری چیست؟ سودای غنیمت داشتی

خانه ای از جنس دلتنگی بنا کردم ولی
چون پرستوها به ترک خانه عادت داشتی

ای که ابرویت به خونریزی کمر بسته است کاش
اندکی در مهربانی نیز همّت داشتی

من که خاکستر شدم اما تو هنگام وداع
کاش قدری بر لبانت آه حسرت داشتی

*********--
دیدگاه ها (۸)

میشــــه اسـم پاکتو رو دل خـــــدا نوشت / میشه با تو پر کشید...

معنی سکوتم بخشیدن تو نیست ...ضربه ات لالم کرد...

آنکه برخوان غم عشق تو مهمانم کرد خاطرش شاد که شرمنده احسانم ...

*٪*٪*٪*٪*٪*٪*٪*چه جالب تاریخ ازدواجشون همزمان باروزتولد منه ...

نیمی از جــان مرا بردی ، محبت داشتینیم باقیمانده هم هر وقت ف...

نیمی از جان مرا بردی ، محبت داشتی نیم باقیمانده هم هر وقت ف...

نیمی از جان مرا بردی ، محبت داشتینیم باقیمانده هم، هر وقت فر...

نیمی از جــان مرا بردی ، محبت داشتینیم باقیمانده هم هر وقت ف...

نیمی از جان مرا بردی ، محبت داشتینیم باقیمانده هم، هر وقت فر...

نیمی از جان مرا بردی ، محبت داشتینیم باقیمانده هم، هر وقت ف...

نیمی از جان مرا بردی ، محبت داشتینیم باقیمانده هم، هر وقت ف...

نیمی از جان مرا بردی ، محبت داشتینیم باقیمانده هم، هر وقت ف...

نیمی از جانِ مرا بردی ، محبت داشتینیمِ باقیمانده هم هر وقت ف...

نیمی از جانِ مرا بردی، محبت داشتینیمِ باقی‌مانده هم هروقت فر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط