پیکرم درهم شکسته از غم هجران تو

پیکرم درهم شکسته از غم هجران تو
رنگ رویم زرد شد از درد بیدرمان تو

سالها با دوریت هم سوختم هم ساختم
طاقتم طاق آمده از صبر بی پایان تو

گفته بودی بی تو میمیرم کجایی خوب من؟!!
سینه را ماتم گرفته حسرت چشمان تو
رو به سمت قبله ی یادت نشستن سخت نیست
کفر بی اندازه دارد عشق بی ایمان تو
باخیال داغ اغوشت اگر سر میکنم
خسته از دردم، کمی سرخورده از پیمان تو
من به هرساز تو رقصیدم و اخر گم شدم
گم شدم در انجماد سنگی دستان تو
سهم من از عاشقی تنها هجوم غصه هاست
غصه هایی پا گرفته هر شب از طغیان تو،
دیدگاه ها (۳)

چشم هایم را عوض کردم ،نگاهم را...نشدباز هم دیروزها رد شد ولی...

پنج شنبه ام را با نام زیبایت آغاز میکنمبسم الله النور.....خ...

نگاهم میکنی اما به سردینه تنها من توهم دنیای دردیمخواه از من...

لبش شیرین و حرفش تلخ و چشمش مست و قلبش سنگدرشت و نرم را آمیخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط