فیک رنگ های درد
فیک رنگ های درد
پارت ³⁰
پرش زمانی به ۵ ماه بعد
ا.ت:الان دیگه ۵ ماه گذشته تو این ۵ ماه خیلی چیزا تغییر کرده ولی مهم تر از همه تهیونگ کاملا درمان شده و حالش خوبه و همینطور تبدیل شده به یه هنرمند خیلی معروف و نقاشی های زیبایی میکشه حتی یسری از نقاشی هاش داخل موزه های معروف گذاشته شده خب بگذریم.
امروز خیلی خوشحالم چون روز عروسیمونه.
میکاپ آرتیست:خب....خانم میکاپ تون تموم شد خیلی زیبا شدید مثل ماه شدید.
ا.ت:ممنون
[صدای در زدن]
میکاپ آرتیست:کیه؟
تهیونگ:منم کیم تهیونگ، میکاپ خانم ا.ت تموم شد؟
میکاپ آرتیست:بله تموم شد
تهیونگ:میتونم بیام داخل؟
میکاپ آرتیست:بله میتونید بیاید داخل
[تهیونگ اومد داخل و میکاپ آرتیست رفت بیرون،و ا.ت هم پشت به تهیونگ ایستاده]
تهیونگ:ا.ت میشه برگردی سمت من
[ا.ت برگشت سمت تهیونگ]
تهیونگ:وقتی ا.ت برگشت از حجم زیباییش فقط تونستم بهش زل بزنم.
ا.ت:تهیونگ...تهیونگ
تهیونگ:ها بله
ا.ت:خوب شدم ؟
تهیونگ:آره، عالی شدی قشنگم
ا.ت:ا.ت:توهم خیلی خوشتیپ شدی مستر کیم
تهیونگ:ممنون خانم کیم
ا.ت:خب....بریم؟
تهیونگ:نه
ا.ت:پس چی
[تهیونگ کمر ا.ت و گرفت و یه بوسه ی سطحی رو لب ا.ت گذاشت]
تهیونگ:حالا میتونیم بریم [لبخند]
ا.ت:[لبخند]
و اونشب ا.ت تهیونگ باهم ازدواج کردن و تا آخر عمرشون به خوبی و خوشی باهم زندگی کردن.
☆پایان☆
این فیک خوب شد؟
دوسش داشتین؟
لطفا همه جواب بدین.
فیک بعدی از جیمینه.
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#اسمات
پارت ³⁰
پرش زمانی به ۵ ماه بعد
ا.ت:الان دیگه ۵ ماه گذشته تو این ۵ ماه خیلی چیزا تغییر کرده ولی مهم تر از همه تهیونگ کاملا درمان شده و حالش خوبه و همینطور تبدیل شده به یه هنرمند خیلی معروف و نقاشی های زیبایی میکشه حتی یسری از نقاشی هاش داخل موزه های معروف گذاشته شده خب بگذریم.
امروز خیلی خوشحالم چون روز عروسیمونه.
میکاپ آرتیست:خب....خانم میکاپ تون تموم شد خیلی زیبا شدید مثل ماه شدید.
ا.ت:ممنون
[صدای در زدن]
میکاپ آرتیست:کیه؟
تهیونگ:منم کیم تهیونگ، میکاپ خانم ا.ت تموم شد؟
میکاپ آرتیست:بله تموم شد
تهیونگ:میتونم بیام داخل؟
میکاپ آرتیست:بله میتونید بیاید داخل
[تهیونگ اومد داخل و میکاپ آرتیست رفت بیرون،و ا.ت هم پشت به تهیونگ ایستاده]
تهیونگ:ا.ت میشه برگردی سمت من
[ا.ت برگشت سمت تهیونگ]
تهیونگ:وقتی ا.ت برگشت از حجم زیباییش فقط تونستم بهش زل بزنم.
ا.ت:تهیونگ...تهیونگ
تهیونگ:ها بله
ا.ت:خوب شدم ؟
تهیونگ:آره، عالی شدی قشنگم
ا.ت:ا.ت:توهم خیلی خوشتیپ شدی مستر کیم
تهیونگ:ممنون خانم کیم
ا.ت:خب....بریم؟
تهیونگ:نه
ا.ت:پس چی
[تهیونگ کمر ا.ت و گرفت و یه بوسه ی سطحی رو لب ا.ت گذاشت]
تهیونگ:حالا میتونیم بریم [لبخند]
ا.ت:[لبخند]
و اونشب ا.ت تهیونگ باهم ازدواج کردن و تا آخر عمرشون به خوبی و خوشی باهم زندگی کردن.
☆پایان☆
این فیک خوب شد؟
دوسش داشتین؟
لطفا همه جواب بدین.
فیک بعدی از جیمینه.
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#اسمات
- ۹.۳k
- ۱۵ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط