به خواطر اینکه از رمان حمایت نمیشد دیگه نمینویسم معلوم نی
به خواطر اینکه از رمان حمایت نمیشد دیگه نمینویسم معلوم نیست دیگهاصلا رمان بنویسم یا نه ولی این رمان متوقف میشه خلاصشم اینه که تهیونگ هانا رو انتخاب میکنه بعدا وقتی هانا به قصر تهبونگ میره همه باهانا بدرفتاری میکنن به جز یه سریا و خلاصه هانا انقد شیطونی میکنه و کلی اتفاقای مهم میافته که تهیونگ کم کم عاشقش میشه خلاصه این اتفاقا میافته و هانا حامله میشه بعد بین کشور تهیونگ و یککشور دیگه جنگ میشه و به هانا میگن تهیونگ مرده و باید از اینجا فرار کنه خلاصه هانا فرار میکنه با اینکه نمیخواد.....توی راه بچش میمره به یه دلایلی و خلاصه اخرش یک اتفاقی میافته که تهیونگ زنده بوده و هانا رو پیدا میکنه و بعد یه سری موضوعات دیگه پیش میاد و تمام .....
فکر نکنید داستان کوتاه بوده این داستان لالای ۲۰۰ پارت داشته و الان حذف میشه چون خلاصه ی کاملش و گفتم
فکر نکنید داستان کوتاه بوده این داستان لالای ۲۰۰ پارت داشته و الان حذف میشه چون خلاصه ی کاملش و گفتم
- ۷۴
- ۱۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط