قلدر عاشق

« قلدر عاشق»
« پارت دوازدهم »
تهیونگ: بیب نکنه دلت دوباره تنبیه میخواد ( نیشخند )
کوک : ن...نه نمی‌خوام هنوز هم بدنم درد می‌کنه ( ترس )
تهیونگ : نه فایده نداره ، من با ناله هات پشیمون میشم ( نیشخند)
کوک می‌خواست فرار کنه که تهیونگ گرفتش و بردش داخل اتاق و گذاشتش روی تخت
کوک : ته لطفا نکن خسته ام هنوز
تهیونگ: اوکی نمی کنم
کوک پتو رو گرفت روی خودش و خوابید
تهیونگ: بیب من می‌خوام برم حموم
کوک : اوکی برو
ته یونگ به سمت کوک رفت پتو رو آروم از صورت کیوتش کنار زد دید که آروم داره گریه می‌کنه
ته یونگ : بانی کوچولوم چرا گریه می‌کنی ، آخه من که کاری نکردم ( کوک رو بغل کرد )
کوک : ته دلم درد میکنه ( گریه )
تهیونگ کنار کوک دراز کشید و کوک رو داخل بغلش پنهان کرد
تهیونگ : هیس خرگوش کوچولوی من گریه نکن ( درحال نوازش کردن سر کوک )
ته یونگ : بیب میخوای الان رابطه داشته باشیم
کوک : اوم.....اره ( گریه هاش تموم شد ) ........
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امیدوارم خوشتون بیاد 🤗💜✨
« بیاین داخل کامنت ها »
دیدگاه ها (۱۱)

« قلدر عاشق »« پارت یازدهم »« صبح »کوک با بدن درد بیدار شد ...

عسلا فالو بشه ، ممنونم 💜✨@rozhina_4491

امگا کوچولو پارت دومکوک وقتی رسید خونه به گوشی ته یونگ زنگ ز...

آلفا خوشتیپ من پارت نهم صبح ¥¥ ویو کوک : با دل درد بدی بیدار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط