و من همه ی جهان را،

و من همه ی جهان را،
در پیراهنِ گرمِ تو
خلاصه می کنم...

احمد شاملو
دیدگاه ها (۲)

آرزو های بچگی را که زیاد یادم نیستاما اینکه روزیکارم بشودخیر...

رویای باران که آدم را خیس نمیکندآنچه آدم را سوق می دهد به با...

و این پریشانی خوب می شود اگر جای قرص خواب را" شب بخیر " های ...

من پناهنده‌امبه مرزهای تنتو من همۀ جهان رادر پیراهن گرم توخل...

‌کار دیگری نداریممن و خورشید...برای دوست داشتنتبیدار می‌شویم...

وقتی شکم‌ها پُر از حرام شد ، گوش‌ها نمی‌شنود ! سخت است فهمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط