سکوتت را ندانستم نگاهم را نفهمیدی

سکوتت را ندانستم نگاهم را نفهمیدی
نگفتم گفتنی هارو تو هم هرگز نپرسیدی
شبی که شام ِ آخر بود به دست دوست خنجر بود
میان عشق و آینه یه جنگ نا برابر بود
دیدگاه ها (۷)

مهمونی پارت ۴۸

شیپ ناروتو و ساسوکه... عشق پس از جنگ چند روزه...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

Forced MarriagePart 47چند روز دیگه هم گذشتزندگی دوباره آروم ...

🧡🍁 صدای پای پاییز می‌آید...حواست هست؟شهریور هم گذشت... 🍂و حا...

همه دغدغه‌ها و ترسهای یه رابطه رو الن دوباتن مثل یه معجزه در...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

#کپشن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط