FOX

FOX
p:1

جئون جونگکوک
توی خیابونا میگشتو دنباله چیزی برای سیر کردنه خودش میگشت
اره درسته اون یه بی خانمان بود توی زندگیش درده زیادی داشتو مادرو پدرش فوت شدن و خانه اش بخاطره طلبکارا بالا کشیده شده بود.

بدنش از دیروز هنوزم درد میکرد،اون عوضی های کثیف کارشون کتک زدن بود فقط اون بدبختو میزدم.

توی خیابون راه میرفت که چشمش دوباره به اون ۳تا حرومزاده اوفتاد.
بدنش لرزید اونا دوباره اومده بودن سراغش که بازم مثله همیشه پولی رو که نداشت رو بگیرن.

اون به زور امروز غروب از صاحب کارش چهارقرون گرفته بود .
اونا بهش حمله کردن با هر ضربه به جونگکوک درده بدی توی تمامه بدنش می پیچید.

اونا مثل همیشه پولای کوک رو گرفتنو باز تهدیدش کردنو رفتن.
با درد بلند شدو دنباله جایی برای خواب میگشت روی سکویی توی کوچه ای دراز کشیدو کیفه کوچکی که فقط یک دست لباسه کهنه داخلش بود رو زیر سرش گذاشتو به فردا فکر میکرد که باید دنباله کار بگرده.

لایک یادت نره خوشگله
دیدگاه ها (۸)

FOX p:2چشماشو باز کردو با انبوهی از جمعیت که راه میرفتند توی...

FOX p:3وارد کارواش شدو سمته اتاق رئیس کارواش رفت درو که باز ...

FOXروباهرمان تهیکوکتعداد پارت نا معلومژانر:عاشقانه، اسمات،در...

خانواده ما😂😂

FOX p:4که یهو همه محو کوک شدن کوک واقعا زیبا بود پوسته سفیدی...

چندپارتی ☆درخواستی>>>p.3ات همونجا روی زمین انقدر گریه کرد که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط