زیادی خوب بودن ،

زیادی خوب بودن ،

خوب نیست . . .

زیادی که خوب باشی ،

دیده نمیشوی . . .

میشوی مثل شیشه ای تمیز . . .

کسی شیشه ی تمیز را نمیبیند . . .

همه به جای شیشه ،

منظره ی بیرون آن را میبینند . . .

ولی وقتی کمی شیشه بخار کند ،

وقتی کمی منظره ی بیرون را ،

بد نشان دهد ،

همه آن را میبینند . . .

همه سعی میکنند تمیزش کنند . . .

زیادی خوب بودن خوب نیست . . .

زیادی که خوب باشی ،

شکننده تر میشوی . . .

با هر قدر نشناسی ،

دلت ترک بر میدارد . . .

میشکند . . .

تکه های شیشه را در دستانت میگیری ،

نگاه میکنی به نتیجه زیادی خوب بودنت . . .

زیادی خوب بودن خوب نیست . . .

زیادی که خوب باشی ،

به زیادی خوب بودنت عادت میکنند . . .

آن وقت کافیست کمی بد باشی . . .

همه گمان میکنند زیادی بدی . . .



"سیمین بهبهانی"
دیدگاه ها (۸)

نیکزاد افرسی نیا هرسین

.جمعه ها آدم حس و حال عجیبی پیدا میکند!شاید کمی بغلی و بهانه...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 13ویولت با شنیدن حرف هوسوک چند لحظه ...

#نجمه_نوشتاز بچگی با این باور بزرگمون کردن که زیاد نخندین......

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۹هنوز حرف‌ هیونجین در ذهن فلیکس می‌چرخ...

پروانه جان

پارت ۴۷ — نامه‌ای که نرسیددو ماه از تبعید یورا گذشته بود.حال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط