من پذیرفتم شکست عشق را...من پذیرفتم که عشق افسانه است...ا

من پذیرفتم شکست عشق را...من پذیرفتم که عشق افسانه است...این دل درد آشنا دیوانه است...میروم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزاد باش...گرچه تو تنها تر ازمن میشوی...آرزو دارم ولی عاشق شوی...آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخورد های سرد را...
دیدگاه ها (۱)

درد هایم راگردگیری میکنمبرای توو با زنبیل دست باف خیالتبه با...

توهرگز ...انچه راکه ارزومندم ....به من نمی بخشی ....من درجست...

بازم امشب نمی تونم بخوابمبازم فکرت شبیه درد میشهبرای من که ف...

ﺑـــــــــــﺎﯾﺪ ﺁ ﺭ ...

خاکسر خاطره[]

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط