من پذیرفتم شکست عشق را...من پذیرفتم که عشق افسانه است...ا

من پذیرفتم شکست عشق را...من پذیرفتم که عشق افسانه است...این دل درد آشنا دیوانه است...میروم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزاد باش...گرچه تو تنها تر ازمن میشوی...آرزو دارم ولی عاشق شوی...آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخورد های سرد را...
دیدگاه ها (۱)

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

قاتل زنجیرای من ⛓️🩸[۲۶][ویو ا/ت ]از شدت درد و خفگی بیدار شدم...

[•] عمارت عشق [•] part: 10چویا به لباسای تو دست دازای نگاه ک...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت دهم: منطقِ بی‌رحم و مرزهایِ شکسته ⛓️...

my snow ❄#my_snowPT 37last part✨_تمومش کن یونهو دیدی که منو ...

من پذیرفتم شکست عشق را...من پذیرفتم که عشق افسانه است...این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط