در من

در من
دیوانه ای جا مانده
که دست از دوست داشتنت بر نمی‌دارد
با تو ....
قدم می‌زند
حرف می‌زند
می‌خندد
شعر می‌خواند
قهوه می‌خورد
فقط .....
نمی‌تواند
در آغوش بگیردت !

به گمانم ...
همین بی آغوشی
او را خواهد کشت !!
دیدگاه ها (۱)

من ..!بر همان عهدم که با زلف تو بستم ..!

از فاصله ها می ترسمو اینکهاز یاد ببریتنهایی شعرهایم را ...و ...

من منتظر هیچ اتفاقی نیستم...!من منتظرِیک روز معمولی‌امکه تو ...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

♥️بيشتر از اين، نمی شود!خدا هم که پادرميانی کند،دست هايت را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط