پارت
پارت۱۲
جی را دید بوته بزرگی که توی بیمارستانه داره تکون میخوره فکر میکرد یه گربه یا یه پرنده باعث تکون خوردنش شده به سمت بوته رفت که یدفعه فردی که لباس های سیاه پوشیده بود و صورتش و پوشونده بود از پشت بوته بیرون اومد و با چاقو به سینه جی را ضربه میزد و سعی داشت جی را رو با دستاش خفه کنه که رزیدنت هایی که داشتن از نزدیکی اونجا رد میشدن اونو دیدن و به طرفشون دویدن ولی اون فرد فرار کرد و جی را بیهوش شد
رزیدنت های جدید مرستار هارو صدا کردن و جی را رو به داخل بیمارستان آوردن و خیلی زود دکتر جی را رو به اتاق عمل بردن خیلی زود به خانواده جی را خبر دادن و خانواده اش و دوستای صمیمی جی را(جیوو و سون هی)خیلی زود به بیمارستان رسیدن و پشت در اتاق عمل ایستادن و منتظر بودن همه خیلی نگران بودن که بعد از ۲ساعت دکتر اومد بیرون
پدرجی را:دکتر حال دخترم چطوره
دکتر:من واقعا متاسفم هرکاری از دستمون بر میومد انجام دادیم ضربه چاقو خیلی نزدیک به قلب بود و همچنین خیلی عمیق بود ایشون تا مدتی نمیتونستن نفس بکشن و این خیلی براشون بد تموم شد چون بیماری تنفسی هم داشتن ولی ما تلاش خودمون و کردیم فعلا رفتن توی کما و کاری از دست ما برنمیاد باید براش دعا کنین
مادرجی را:وای خدا
پدر جی را:تو دکتر باید خوبش کنی
دکتر:متاسفم
همه بعد از شنیدن این خبر حسابی داغون شدن جی را رو به بخش مراقب های ویژه منتقل کردن و همه پشت در جی را رو نگاه میکردن و اشک میریختن
............
جی را دید بوته بزرگی که توی بیمارستانه داره تکون میخوره فکر میکرد یه گربه یا یه پرنده باعث تکون خوردنش شده به سمت بوته رفت که یدفعه فردی که لباس های سیاه پوشیده بود و صورتش و پوشونده بود از پشت بوته بیرون اومد و با چاقو به سینه جی را ضربه میزد و سعی داشت جی را رو با دستاش خفه کنه که رزیدنت هایی که داشتن از نزدیکی اونجا رد میشدن اونو دیدن و به طرفشون دویدن ولی اون فرد فرار کرد و جی را بیهوش شد
رزیدنت های جدید مرستار هارو صدا کردن و جی را رو به داخل بیمارستان آوردن و خیلی زود دکتر جی را رو به اتاق عمل بردن خیلی زود به خانواده جی را خبر دادن و خانواده اش و دوستای صمیمی جی را(جیوو و سون هی)خیلی زود به بیمارستان رسیدن و پشت در اتاق عمل ایستادن و منتظر بودن همه خیلی نگران بودن که بعد از ۲ساعت دکتر اومد بیرون
پدرجی را:دکتر حال دخترم چطوره
دکتر:من واقعا متاسفم هرکاری از دستمون بر میومد انجام دادیم ضربه چاقو خیلی نزدیک به قلب بود و همچنین خیلی عمیق بود ایشون تا مدتی نمیتونستن نفس بکشن و این خیلی براشون بد تموم شد چون بیماری تنفسی هم داشتن ولی ما تلاش خودمون و کردیم فعلا رفتن توی کما و کاری از دست ما برنمیاد باید براش دعا کنین
مادرجی را:وای خدا
پدر جی را:تو دکتر باید خوبش کنی
دکتر:متاسفم
همه بعد از شنیدن این خبر حسابی داغون شدن جی را رو به بخش مراقب های ویژه منتقل کردن و همه پشت در جی را رو نگاه میکردن و اشک میریختن
............
- ۵.۶k
- ۳۰ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط