پایِ علاقه و رابطه و تعهد که وسط می آید

پایِ علاقه و رابطه و تعهد که وسط می آید
خیلی ها جا می زنند
زبانِ"دوستت دارم" هایشان شُل می شود
پایِ ماندنشان می لغزد
دو دل می شوند
و همه ی حرف های قشنگِ پیش از رسیدن به معشوق را یادشان می رود...
حرفِ تعهد و " به خاطرِ من فلان کار را کنار بگذار" و "به خاطرِ من با فلانی که حسِ بدی تویِ رابطمان ایجاد می کند صحبت نکن" که می شود
خیلی ها یادشان می رود شب تا صبح تویِ گوشت عاشقانه می خواندند و قربان صدقه ات می رفتند...
فراموش می کنند تمامِ علاقه شان را...
یادشان می رود تا دیروز یکی یکدانه شان بودی، خانوم و آقایشان بودی...
پایِ "محدودیت" هایِ جزئی وحذفِ آدم هایِ اضافه که به میان می آید تازه یادشان می افتد، "حریمِ خصوصی" شان خیلی مهمتر از حضور شماست
یادشان می افتد نباید تویِ کارِ هم دخالت کرد...
پایِ خوشی و خنده و قربانت بروم و فدایت شوم و عاشقتم گفتن ماندن را همه بلدند جانم
تا صبح برایش قلب و بوسه فرستادن و دوستت دارم تایپ کردن را همه از بَرَند عزیزِ من!! پایِ محدودیت ها
پایِ کنار گذاشتن ها اگـر ماندی "عاشقـــی"
پایِ تعهــدَت اگر ماندی
اگــــر جـا نزدی "عاشقی
#فاطمه_صابری_نیا
#عاشقانه #جذاب
دیدگاه ها (۱)

و مرابی آنکه بخواهیعاشق کردی ..لبخندتکار دستم دادعاشقم کرد ....

آغوش بعضی هــا …علم را زیـر سوال می برد !آنقدر آرامت می کند ...

ردِ "نفس"هایـــت روی صــورتم مانـــده تَمَـــــنا از "نفس...

خب آدمی ست دیگر.. دلش تنگ می‌شود .. حتی برای کسی که دو ساعت ...

خستگی و حوصله نداشتن که به معنای دوست نداشتن نیست. آدمها حق...

هالک : متاسفم و معذرت ، خونم به جوش آمد ! بازيكنان دو تيم كر...

عقریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط