(๑˙ A kiss of chocolate wine ˙๑)
(๑˙ A kiss of chocolate wine ˙๑)
part ⁶⁵
هنوز حرفش تکمیل نشده بود که جکسون به سمتش رفت و دستاشو روی کنارههای صندلی دختر گذاشت روش خم شد و خواست سرشو توی گردنش فرو بیره که کریستینا به حرف اومد : داری چه غلطی میکنی؟
جکسون : تو جفتی جفت من
و با صدای بم و دیپ و جدیت چشمای الفا بهش شک کرد پس اخماشو توی هم کشید و گفت : اما من رایحه ای ازت حس نمیکنم
با این حرف جکسون کمی عقب کشید و چسب پوشاننده ی رایحه رو از روی غدهی رایجش کند که به چندثانیه نرسیده چشمای کریستینام درخشید : جفت تو آلفای منی و من الفای خون خالصی متعلق به تو
ویت اع مينت وات د فاک؟ من خودم یه الفام ینی
چیییی دور شو از من
با این حرف كریستینا اخمای الفا توی هم رفت و کمی غرید و بعدش چشماش به رنگ طبیعیش دراومد : تو جفت منی.. خواهر ادلر؟
رادا : و تو یه آلفای خون خالصی ینی چی من امگا یا بتای خودمو میخوام
جکسون : اما من جفت توعم
رادا ؛ خب که چی؟ باش تا اموراتت بگذره
جکسون با قیافه ای پوکر توی دلش فحش داد : ادلر خدا لعنتت کنه تو فرشتهی عذابمی همیشه اون از خودش که منو ابکش رگبار کرده این از خواهرش که از قضا جفتمه و رسما حاملم نكنه لطف کرده بم این رات بشه من بد بخت شدم انگار نه انگار من الفای خون خالصم
بالاخره بعد فحش های فراوانی که نثار شرایط کرد شروع به حرف زدن کرد : بهرحال که من جفتتم و بهتره باهم کنار بیایم
و با تردید نگاهی به جفت چشم سبز و الان کمی عصبانیش انداخت
جکسون : اسمت.. رادا بود؟
رادا : اره و اسم تو چیه؟
جکسون : ادلر چیزی بهت نگفته؟
رادا : چرا اینکه فریمنی ؟
جکسون : جکسون هیمورا ۳۰ ساله همکار اد.. جیمین
رادا : ازش بزرگتری
جکس : شرایط متفاوتی داشتم
: میتونیم بریم توی پذیرایی
جکسون : پدر مادرت خونه نیستن؟
: نه خاله ام حالش بد شده رفتن بیمارستان
باهم به سمت پذیرایی رفتن و رادا به سمت اشپزخونه رفت تا برای جفت عجیب غریب و ناخواستش دالگونا
( نوعی نوشیدنی با نسکافه درست میشه ) وقتی اون اهنگو میخوند هیچ جوره توقع همچین چیزی نداشت.. حداقل توقع نداشت انقد زود اهنگش مستجاب بشه و با ذهنی درگیر مشغول هم زدن نسکافش شد که خب هیچکدومشون حواسشون به صداهای ناهنجار تولید شده از این هم زدن نبود.
part ⁶⁵
هنوز حرفش تکمیل نشده بود که جکسون به سمتش رفت و دستاشو روی کنارههای صندلی دختر گذاشت روش خم شد و خواست سرشو توی گردنش فرو بیره که کریستینا به حرف اومد : داری چه غلطی میکنی؟
جکسون : تو جفتی جفت من
و با صدای بم و دیپ و جدیت چشمای الفا بهش شک کرد پس اخماشو توی هم کشید و گفت : اما من رایحه ای ازت حس نمیکنم
با این حرف جکسون کمی عقب کشید و چسب پوشاننده ی رایحه رو از روی غدهی رایجش کند که به چندثانیه نرسیده چشمای کریستینام درخشید : جفت تو آلفای منی و من الفای خون خالصی متعلق به تو
ویت اع مينت وات د فاک؟ من خودم یه الفام ینی
چیییی دور شو از من
با این حرف كریستینا اخمای الفا توی هم رفت و کمی غرید و بعدش چشماش به رنگ طبیعیش دراومد : تو جفت منی.. خواهر ادلر؟
رادا : و تو یه آلفای خون خالصی ینی چی من امگا یا بتای خودمو میخوام
جکسون : اما من جفت توعم
رادا ؛ خب که چی؟ باش تا اموراتت بگذره
جکسون با قیافه ای پوکر توی دلش فحش داد : ادلر خدا لعنتت کنه تو فرشتهی عذابمی همیشه اون از خودش که منو ابکش رگبار کرده این از خواهرش که از قضا جفتمه و رسما حاملم نكنه لطف کرده بم این رات بشه من بد بخت شدم انگار نه انگار من الفای خون خالصم
بالاخره بعد فحش های فراوانی که نثار شرایط کرد شروع به حرف زدن کرد : بهرحال که من جفتتم و بهتره باهم کنار بیایم
و با تردید نگاهی به جفت چشم سبز و الان کمی عصبانیش انداخت
جکسون : اسمت.. رادا بود؟
رادا : اره و اسم تو چیه؟
جکسون : ادلر چیزی بهت نگفته؟
رادا : چرا اینکه فریمنی ؟
جکسون : جکسون هیمورا ۳۰ ساله همکار اد.. جیمین
رادا : ازش بزرگتری
جکس : شرایط متفاوتی داشتم
: میتونیم بریم توی پذیرایی
جکسون : پدر مادرت خونه نیستن؟
: نه خاله ام حالش بد شده رفتن بیمارستان
باهم به سمت پذیرایی رفتن و رادا به سمت اشپزخونه رفت تا برای جفت عجیب غریب و ناخواستش دالگونا
( نوعی نوشیدنی با نسکافه درست میشه ) وقتی اون اهنگو میخوند هیچ جوره توقع همچین چیزی نداشت.. حداقل توقع نداشت انقد زود اهنگش مستجاب بشه و با ذهنی درگیر مشغول هم زدن نسکافش شد که خب هیچکدومشون حواسشون به صداهای ناهنجار تولید شده از این هم زدن نبود.
- ۵۱۵
- ۱۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط