#چرا- من
#چرا- من
PART9
جیمین وای کار سخت شد
کوک واسه چی
جیمین خوب باید اون رو عاشق خودت کنی
کوک نه اون ماله منه هر کاری کنه باز هم ماله منه
جیمین ولی کوک اون یه دختره نباید این کارو باهاش کنی
کوک این به کسی ربت نداده من اون رو خریدم
جیمین هرچی ولی اون یه دختره اگه کسی این کارو با آبجبیه تو بکنه خوشا میاد یا ناراحت میشی
کوک کسی جرأت ندارد همچین کاری با خواهر من بکنه
جیمین ولی کسی جرأت نداره به تو چیزی بگه تو نباید همچین کاری باهاش بکنی
کوک من هر کاری بخوام میکنم حرف هیچ کسی هم برام مهم نیست
کوک حالا اگه میخوای برا اون دختر بد تر از اینکی هست بشه دیگه چیزی نگو
جیمین کوک ولی اینو بدون اون بااین کارا عاشقت نمیشه بیشتر ازت متنفر میشه
کوک نه اون باید عاشق من بشه
جیمین ولی لطفاً باهاش کاری نداشته باش
کوک نمیدونم شاید کاری نکنم ولی شاید هم کاری کنم که .........
جیمین من میرم حرفت هم دیگه ادامه نده
گویوکوک
جیمین رفت من موندم و ات و خدمت کارا ولی این حرفهای جیمین من رو یکم ترسوندولش باید به بابام زنگ بزنم و بگم که فردا میایم خونشون
مکالم ی کوک و پدر کوک
کوک الو سلام بابا
نامجون سلام پسرم خوبی
کوک آره من و ات فردا میام خونه ی شما
نامجون چه خوب مامانت گفته بود بهتون زنگ بزنم بگم فردا بیاین خونه ما
کوک باشه ولی عمه رو دعوت نکن
نامجون چرا او عمه ته
کوک میدونم ولی نه از اون خوشم میاد نه از دخترش
نامجون ولی من به اونا زنگ زدم و گفتم که فردا بیان
کوک باشه خدافظ
نامجون خدافـ............
ویو نویسنده
کوک گوشی رو قطع کرد و رفت سمت باند و اون جا ته و جیمین رو دید که دارن باهم حرف میزنن رفتم ببینم چی شده که یکم از هرم هاشون رو شنیدم
مکالمه ته و جیمین
ته جیمین اینارو ول کن آت یه بیماری داره که نباید بترسه یا استرس بگیره
جیمین یعنی چه
ته یعنی................
PART9
جیمین وای کار سخت شد
کوک واسه چی
جیمین خوب باید اون رو عاشق خودت کنی
کوک نه اون ماله منه هر کاری کنه باز هم ماله منه
جیمین ولی کوک اون یه دختره نباید این کارو باهاش کنی
کوک این به کسی ربت نداده من اون رو خریدم
جیمین هرچی ولی اون یه دختره اگه کسی این کارو با آبجبیه تو بکنه خوشا میاد یا ناراحت میشی
کوک کسی جرأت ندارد همچین کاری با خواهر من بکنه
جیمین ولی کسی جرأت نداره به تو چیزی بگه تو نباید همچین کاری باهاش بکنی
کوک من هر کاری بخوام میکنم حرف هیچ کسی هم برام مهم نیست
کوک حالا اگه میخوای برا اون دختر بد تر از اینکی هست بشه دیگه چیزی نگو
جیمین کوک ولی اینو بدون اون بااین کارا عاشقت نمیشه بیشتر ازت متنفر میشه
کوک نه اون باید عاشق من بشه
جیمین ولی لطفاً باهاش کاری نداشته باش
کوک نمیدونم شاید کاری نکنم ولی شاید هم کاری کنم که .........
جیمین من میرم حرفت هم دیگه ادامه نده
گویوکوک
جیمین رفت من موندم و ات و خدمت کارا ولی این حرفهای جیمین من رو یکم ترسوندولش باید به بابام زنگ بزنم و بگم که فردا میایم خونشون
مکالم ی کوک و پدر کوک
کوک الو سلام بابا
نامجون سلام پسرم خوبی
کوک آره من و ات فردا میام خونه ی شما
نامجون چه خوب مامانت گفته بود بهتون زنگ بزنم بگم فردا بیاین خونه ما
کوک باشه ولی عمه رو دعوت نکن
نامجون چرا او عمه ته
کوک میدونم ولی نه از اون خوشم میاد نه از دخترش
نامجون ولی من به اونا زنگ زدم و گفتم که فردا بیان
کوک باشه خدافظ
نامجون خدافـ............
ویو نویسنده
کوک گوشی رو قطع کرد و رفت سمت باند و اون جا ته و جیمین رو دید که دارن باهم حرف میزنن رفتم ببینم چی شده که یکم از هرم هاشون رو شنیدم
مکالمه ته و جیمین
ته جیمین اینارو ول کن آت یه بیماری داره که نباید بترسه یا استرس بگیره
جیمین یعنی چه
ته یعنی................
- ۸۶
- ۰۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط