قشنگ ترین اشتباه پارت
قشنگ ترین اشتباه پارت ¹⁸
{ ویو جیمین }
ا.ت اینجا خیلی راحته....
احتمالا بخاطر اینکه دیگه توی اون خونه لعنتی حبس نیست....خب حقم داره !!
هرچی باشه اونجا کار میکرد....
امروز فهمیدم هنوز عادت نداره خدمتکار داشته باشه....و بازم حق داره !!
وقتی اومد و گفت که پد نداره ذوق کردم....
یعنی اون اونقدری به من اعتماد داره که کارشو به من بسپره....دختره ی تو دل برو !!
هنوز به چشم من اون دختر کوچولوی گوگولی مگولیه....
البته هنوزم هستا....فقط تو سایز بزرگتر !!
وقتی با اسم صدام میکنه قند تو دلم آب میشه....
کیوت بازیا و مسخره بازیاش بدجوری به دلم میشینه....این دختر خوده معجزه اس !!
ولی حیف که هنوز نمیتونم بهش بگم چرا اینجاست....
چرا....چرا بهش قول دادم ؟!
حالا کاریه که شده....
عادت ندارم زیر قولم بزنم....این بهترین کاره !!
بیخیال بابا....
چقد جدیدا پر حرف شدم....البته پر حرف که نه !!
زیادی با خودم فکر میکنم....
حس میکنم دارم عقلمو از دست میدم....این دختر هوشو از سرم میپرونه !!
به سمت سرویس رفتم....
بعد از انجام عملیات مسواکمو برداشتم و تند تند دندونامو مسواک زدم و خازج شدم....به سمت کشو لباسا رفتم !!
تیشرتمو در اوردم و تا کردم و گذاشتم تو کشو....کشو رو بستم و به سمت تخت رفتم !!
خب عادته دیگه....
همه یه عادتی دارن....منم عادت دارم لخت بخوابم !!
چه عیبی داره ؟!
خودمو به آغوش تخت پرتاب کردم و پتو رو تا گردنم کشیدم....چیز زیادی نگذشته بود که زود خوابم برد !!
(صدای آلارم)
گندش بزنن....
حتی حوصله ندارم خاموشش کنم....ای بابا !!
بزور خودمو از تخت جدا کردم و اون آلارم لعنتی رو خاموش....
به سرویس رفتم و بعد از انجام عملیات دست و رومو شستم و مسواک زدم....از سرویس خارج شدم !!
ساعت ³⁰ : ⁶ صبحه....
کی این ساعت بیدار میشه خواهرشو ببره مدرسه ؟! فقط من !!
همون تیشرت دیروزی رو از کشو در اوردم و پوشیدم....
به سمت اتاق ا.ت رفتم....در زدم و وارد شدم !!
اوه....
این که بیداره....احتمالا هیجان مدرسه رو داره !!
گفتم....
ادامه دارد....
¹⁵ لایک
{ ویو جیمین }
ا.ت اینجا خیلی راحته....
احتمالا بخاطر اینکه دیگه توی اون خونه لعنتی حبس نیست....خب حقم داره !!
هرچی باشه اونجا کار میکرد....
امروز فهمیدم هنوز عادت نداره خدمتکار داشته باشه....و بازم حق داره !!
وقتی اومد و گفت که پد نداره ذوق کردم....
یعنی اون اونقدری به من اعتماد داره که کارشو به من بسپره....دختره ی تو دل برو !!
هنوز به چشم من اون دختر کوچولوی گوگولی مگولیه....
البته هنوزم هستا....فقط تو سایز بزرگتر !!
وقتی با اسم صدام میکنه قند تو دلم آب میشه....
کیوت بازیا و مسخره بازیاش بدجوری به دلم میشینه....این دختر خوده معجزه اس !!
ولی حیف که هنوز نمیتونم بهش بگم چرا اینجاست....
چرا....چرا بهش قول دادم ؟!
حالا کاریه که شده....
عادت ندارم زیر قولم بزنم....این بهترین کاره !!
بیخیال بابا....
چقد جدیدا پر حرف شدم....البته پر حرف که نه !!
زیادی با خودم فکر میکنم....
حس میکنم دارم عقلمو از دست میدم....این دختر هوشو از سرم میپرونه !!
به سمت سرویس رفتم....
بعد از انجام عملیات مسواکمو برداشتم و تند تند دندونامو مسواک زدم و خازج شدم....به سمت کشو لباسا رفتم !!
تیشرتمو در اوردم و تا کردم و گذاشتم تو کشو....کشو رو بستم و به سمت تخت رفتم !!
خب عادته دیگه....
همه یه عادتی دارن....منم عادت دارم لخت بخوابم !!
چه عیبی داره ؟!
خودمو به آغوش تخت پرتاب کردم و پتو رو تا گردنم کشیدم....چیز زیادی نگذشته بود که زود خوابم برد !!
(صدای آلارم)
گندش بزنن....
حتی حوصله ندارم خاموشش کنم....ای بابا !!
بزور خودمو از تخت جدا کردم و اون آلارم لعنتی رو خاموش....
به سرویس رفتم و بعد از انجام عملیات دست و رومو شستم و مسواک زدم....از سرویس خارج شدم !!
ساعت ³⁰ : ⁶ صبحه....
کی این ساعت بیدار میشه خواهرشو ببره مدرسه ؟! فقط من !!
همون تیشرت دیروزی رو از کشو در اوردم و پوشیدم....
به سمت اتاق ا.ت رفتم....در زدم و وارد شدم !!
اوه....
این که بیداره....احتمالا هیجان مدرسه رو داره !!
گفتم....
ادامه دارد....
¹⁵ لایک
- ۴۶۶
- ۲۸ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط