نمی رنجم اگر کاخ مرا ویرانه می خواهد

نمی رنجم اگر کاخ مرا ویرانه می خواهد

که راه عشق آری طاقتی مردانه می خواهد



کمی هم لطف باید گاه گاهی مرد عاشق را

پرنده در قفس هم باشد آب و دانه می خواهد



چه حسن اتفاقی! اشتراک ما پریشانی است

که هم موی تو هم بغض من، آری شانه می خواهد



تحمل کردن قهر تو را یک استکان بس نیست

تسلی دادن این فاجعه میخانه می خواهد



اگر مقصود تو عشق است پس آرام باش ای دل

چه فرقی می کند می خواهدم او یا نمی خواهد
دیدگاه ها (۲)

به دنبال کسی در این خیابانها نمی گردمفقط این قدر می دانم که ...

عشق میخواهم ولی همراه اشک و آه نه!رشتهء مستحکمی، بازی باد و ...

دیدمت چشم تو جا در چشم‌های من گرفتآتشی یک لحظه آمد در دلم دا...

مزه ی عشق به این خوف و رجاهاست رفیق!عشق سرگرمی‌اش آزار و تسل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط