هر چه در تجربه ی عشق سرم خورد به سنگ

هر چه در تجربه ی عشق سرم خورد به سنگ
هیچکس راه بر این رودِ خروشان نگرفت!

دل به هر کس که رسیدیم، سپردیم! ولی
قصه ی عاشقی ما سر و سامان نگرفت
دیدگاه ها (۸)

درخت که می شومتو پائیزی !کشتی که می شومتو بی نهایت طوفانها!ت...

زندگی توی قفس یا مرگ بیرون از قفس؟دومی ! چون اولی دارد مرا د...

آواز کلاغـها به جالیــز رسیــــدبا نم نم باران دل انگیـــز ر...

مجال بوسه به لب های خویشتن بدهیمکه این بلیغ ترین مبحث شناسای...

🌱🍒‌هزار قصه نوشتیم بر صحیفه ی دلهنوز عشق تو عنوان سر مقاله ی...

کم مباد از خانه ی دل پای تو...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط