خانه ی کودک بهارستان:
خانه ی کودک بهارستان:
.
🌹 🌹 برگزاری آیین جشن چهارشنبهسوری🌹 🌹
پسین(غروب) بوتهها را به شمار سه یا هفت کوپه آتش به نماد اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک و یا هفت امشاسپند: هرمزد، وهومن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمز، خورداد و امرداد، روی هم میگزارند و هنگامیکه خورشید فرو مینشیند، آنرا بر میافروزند تا آتش سر به آسمان کشیده جانشین خورشید شود. آتش میتواند در بیابانها یا رهگذرها یا در خرند(حیاط) و بام خانهها افروخته شود.
هنگامیکه آتش گُر کشید از رویش میپرند و ترانههایی که در همه آنها نشان از تندرستی و بارآوری و پاکیزگی است، میخوانند:
"سرخی تو از من - زردی من از تو"
. آتش چهارشنبهسوری را خاموش نمیکنند تا خودش خاکستر شود. سپس خاکسترش را که سپنت و پاک میدانند، کسی گردآوری میکند و بیآنکه پشت سرش را نگاه کند، سر نخستین چهارراه میریزد.
.
آیین چهارشنبهسوری تنها به آتش افروزی بسنده نمیشود، خانه تکانی پیش از چهارشنبهسوری، خریدن آیینه و کوزه نو، خرید اسپند دانه، چراغانی، فراهم کردن و خوردن آجیل هفت مغز، کوزه شکستن، فالگوش ایستادن، فالکوزه، ریختن آب به گوشه و کنار خانه، به بیابان رفتن در روز چهارشنبهسوری، تخم مرغ شکستن، شالاندازی، کفچه(قاشق زنی)، گره گشایی از بخت دختران با بستن کوپله(قفل) به گردن، نشستن روی چرخ کوزهگری، شکستن گردو، گفتن آرزوها به
آب روان، فریاد زدن خواستهها در چاه کهن، یاری خواستن از چهارشنبه خاتون، رنگ کردن خانه با گِلهایی به رنگ آبی و زرد، پختن آش ویژه چهارشنبهسوری و...
گزیدهای از آیین نام برده شده:
١- بوته افروزی:
در ایران رسم است که پیش از پریدن آفتاب، هر خانواده بوتههای خار و گزنی را که از پیش فراهم کردهاند روی بام یا پهنه زمین کپه میکنند. با غروب آفتاب و نیم تاریک شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گردهم میآیند و بوتهها را آتش میزنند. در این هنگام از بزرگ تا کوچک هر کدام سه بار از روی بوتههای افروخته میپرند، تا مرگ ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند و تندرستی و سرخی و شادی به هستی ۸خود ببخشند
. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه زیر را میخوانند.
.
هر خانه زنی خاکستر را در خاک انداز جمع میکند، و آنرا از خانه بیرون میبرد و در سر کوچه و چهارراه، یا در آب روان میریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را میکوبد و به ساکنان خانه میگوید که از عروسی میآید و تندرستی و شادی برای خانواده آوردهاست. در این هنگام مردمان خانه در را به رویش میگشایند. او بدینگونه همراه خود تندرستی و شادی را برای یک سال به درون خانه خود میبرد. ایرانیان باور دارند که با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار درون خانه را از موجودات زیانکار میپالایند و دیو پلیدی و ناپاکی را از محیط زیست دور و پاک میسازند. برای اینکه آتش آلود نشود خاکستر آن را در سر کوچه و چهارراه یا در آب روان میریزند تا باد یا آب آن را با خود ببرد.
١- مراسم کوزهشکنی:
مردم پس از آتش افروزی اندکی زغال به نشانه سیاه بختی، کمی نمک به نشانه شور چشمی، و یک سکه دهشاهی به نشانه تنگدستی در کوزهای سفالین میاندازند و هر یک از افراد خانواده یکبار کوزه را دور سر خود میچرخاند و آخرین نفر، کوزه را بر سر بام خانه میبرد و آنرا به کوچه پرتاب میکند و میگوید:«درد و بلای خانه را ریختم به توی کوچه» و باور دارند که با دور افکندن کوزه، تیره بختی، شوربختی و تهیدستی را از خانه و خانواده دور میکنند زیرا میگویند که فروهرها از کوزه نو دیدن خواهند کرد و آب پاشیده شده، نشان روشنایی در خانه است.
٢- فالگوش نشینی:
غروب زنان و دخترانی که شور پیوند زناشویی دارند یا آرزوی و دیدار و مسافرت مانند دختران دم بخت یا زنان در آرزوی فرزند شب چهارشنبه آرزو میکنند و از خانه بیرون میروند و در سرگذر یا سر چهارراه که نماد گذار از دشواریها بود میایستادند. گوش به سخن رهگذران میسپارند و به نیک و بد گفتن و تلخ و شیرین سخن گفتن رهگذران تفال میزنند اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران بشنوند رسیدن به مراد و آرزو را در سال نو شدنی و شایا خواهند. بدرستی آنها از فروهرها میخواستند که گره کارشان را با کلیدی که زیر پا داشتند، بگشایند.
٣-
.
🌹 🌹 برگزاری آیین جشن چهارشنبهسوری🌹 🌹
پسین(غروب) بوتهها را به شمار سه یا هفت کوپه آتش به نماد اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک و یا هفت امشاسپند: هرمزد، وهومن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمز، خورداد و امرداد، روی هم میگزارند و هنگامیکه خورشید فرو مینشیند، آنرا بر میافروزند تا آتش سر به آسمان کشیده جانشین خورشید شود. آتش میتواند در بیابانها یا رهگذرها یا در خرند(حیاط) و بام خانهها افروخته شود.
هنگامیکه آتش گُر کشید از رویش میپرند و ترانههایی که در همه آنها نشان از تندرستی و بارآوری و پاکیزگی است، میخوانند:
"سرخی تو از من - زردی من از تو"
. آتش چهارشنبهسوری را خاموش نمیکنند تا خودش خاکستر شود. سپس خاکسترش را که سپنت و پاک میدانند، کسی گردآوری میکند و بیآنکه پشت سرش را نگاه کند، سر نخستین چهارراه میریزد.
.
آیین چهارشنبهسوری تنها به آتش افروزی بسنده نمیشود، خانه تکانی پیش از چهارشنبهسوری، خریدن آیینه و کوزه نو، خرید اسپند دانه، چراغانی، فراهم کردن و خوردن آجیل هفت مغز، کوزه شکستن، فالگوش ایستادن، فالکوزه، ریختن آب به گوشه و کنار خانه، به بیابان رفتن در روز چهارشنبهسوری، تخم مرغ شکستن، شالاندازی، کفچه(قاشق زنی)، گره گشایی از بخت دختران با بستن کوپله(قفل) به گردن، نشستن روی چرخ کوزهگری، شکستن گردو، گفتن آرزوها به
آب روان، فریاد زدن خواستهها در چاه کهن، یاری خواستن از چهارشنبه خاتون، رنگ کردن خانه با گِلهایی به رنگ آبی و زرد، پختن آش ویژه چهارشنبهسوری و...
گزیدهای از آیین نام برده شده:
١- بوته افروزی:
در ایران رسم است که پیش از پریدن آفتاب، هر خانواده بوتههای خار و گزنی را که از پیش فراهم کردهاند روی بام یا پهنه زمین کپه میکنند. با غروب آفتاب و نیم تاریک شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گردهم میآیند و بوتهها را آتش میزنند. در این هنگام از بزرگ تا کوچک هر کدام سه بار از روی بوتههای افروخته میپرند، تا مرگ ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند و تندرستی و سرخی و شادی به هستی ۸خود ببخشند
. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه زیر را میخوانند.
.
هر خانه زنی خاکستر را در خاک انداز جمع میکند، و آنرا از خانه بیرون میبرد و در سر کوچه و چهارراه، یا در آب روان میریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را میکوبد و به ساکنان خانه میگوید که از عروسی میآید و تندرستی و شادی برای خانواده آوردهاست. در این هنگام مردمان خانه در را به رویش میگشایند. او بدینگونه همراه خود تندرستی و شادی را برای یک سال به درون خانه خود میبرد. ایرانیان باور دارند که با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار درون خانه را از موجودات زیانکار میپالایند و دیو پلیدی و ناپاکی را از محیط زیست دور و پاک میسازند. برای اینکه آتش آلود نشود خاکستر آن را در سر کوچه و چهارراه یا در آب روان میریزند تا باد یا آب آن را با خود ببرد.
١- مراسم کوزهشکنی:
مردم پس از آتش افروزی اندکی زغال به نشانه سیاه بختی، کمی نمک به نشانه شور چشمی، و یک سکه دهشاهی به نشانه تنگدستی در کوزهای سفالین میاندازند و هر یک از افراد خانواده یکبار کوزه را دور سر خود میچرخاند و آخرین نفر، کوزه را بر سر بام خانه میبرد و آنرا به کوچه پرتاب میکند و میگوید:«درد و بلای خانه را ریختم به توی کوچه» و باور دارند که با دور افکندن کوزه، تیره بختی، شوربختی و تهیدستی را از خانه و خانواده دور میکنند زیرا میگویند که فروهرها از کوزه نو دیدن خواهند کرد و آب پاشیده شده، نشان روشنایی در خانه است.
٢- فالگوش نشینی:
غروب زنان و دخترانی که شور پیوند زناشویی دارند یا آرزوی و دیدار و مسافرت مانند دختران دم بخت یا زنان در آرزوی فرزند شب چهارشنبه آرزو میکنند و از خانه بیرون میروند و در سرگذر یا سر چهارراه که نماد گذار از دشواریها بود میایستادند. گوش به سخن رهگذران میسپارند و به نیک و بد گفتن و تلخ و شیرین سخن گفتن رهگذران تفال میزنند اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران بشنوند رسیدن به مراد و آرزو را در سال نو شدنی و شایا خواهند. بدرستی آنها از فروهرها میخواستند که گره کارشان را با کلیدی که زیر پا داشتند، بگشایند.
٣-
- ۳.۶k
- ۲۳ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط