پارت

پارت ۲



ساعت ها رو اون نیمکت نشستم و اشک ریختم
تقریبا ساعت ۳ شب بود
رفتم سمت خونه و رو تختم دراز کشیدم
بدون اینکه لباسامو عوض کنم
به عکسامون نگاه میکردم ....
باید هرچی سریع تر ببینمش....
***************************
صب بیدار شدم حتی حال نداشتم از جام بلند شم
ولی ذوق اینو داشتم که شاید بتونم پیداش کنم
حاظر شدم و از پنجره بیرون نگاه کردم که دیدم بارون هنوز داره میباره...
ساعت ۱۲ بود
چتر و برداشتم و پیاده رفتم سمت خونش...
(۳۰مین بعد)
رفتم زنگ خونشو زدم ،کسی جواب نداد تقریبا ۱۰ مین اونجا وایسادم و زنگ زدم
به گوشیش زنگ زدم ولی انگار شمارشو عوض کرده بود چون سیم کارت در دسترس نبود!
یهو یکی اومد و گف
_دنبال کسی هستی؟
(علامت ته+)
+بله ،دنبال جئون جونگ کوکم.
_آقای جئون؟اون از اینجا رفته
+(تو ذهنم)ینی چی رفته اونکه این خونه رو خیلی دوست داشت
حالا من چجوری پیداش کنم؟
_میتونم ادرشو بهت بدم
+واقعا ؟(چشام برق زد) میشه بدی؟
_اره حتما**************،اینم آدرس
+خیلی ممنونم.
_خدافظ
+خدافظ


حمایت کنید 🥺🎀
دیدگاه ها (۸)

پارت ۳ویو تهساعت تقریبا ۴ ظهر بود+بالاخره رسیدم.خواستم زنگ ب...

پارت ۴ویو جونگ کوک داشتم میرفتم سمت خونهیکیو دیدم اون گوشه خ...

دنبالش کنید تا پارت های بعدی رو بزاره @army_vk

پارت یک ویو تههوا بارونی و سرد بود رفتم تو تراس تا یکم گیتار...

love out of reach part 1۰تو خونه بی وقفه راه میرفتم و بلند ب...

از حموم اومدم بیرون و انتظار داشتم که جولی خونه باشه ولی دید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط