دردناک ترین چیزی که دیدم، پدر

دردناک ترین چیزی که دیدم، پدر
خواست برای پسرش کفش روزنامه ای درست کند ولی مواظب بود اسم خدا و پیامبر در روزنامه ننوشته باشه
دیدگاه ها (۱)

از دردهای کوچک استکه آدم ها مینالند.ضربه اگر سهمگین باشد.درد...

معروفیت زیادی همگاهی خوب نیست ...میشناسم کسانی را کهآنقدر مع...

درون آدمها را در زمان عصبانیت بشناسید ،حرفهایی که آدمها در ز...

من و دنیا ...همدیگرو رنگ میکنیم ،من با مداد سیاه ، دنیا با م...

🏴شهادت جانسوز سیدالساجدین را تسلیت عرض میکنیم🏴▪️در روایت آمد...

🍒🌱زنده باد بال خداکه فرو می‌افتد و درست روی شانۀ من می‌نشیند...

🌹پاک ترین هوای  دنیا🌹   همان  "لحظه ای ست"  که             "...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط