آیدل جذاب من
آیدل جذاب من
پارت⁷³
ویو آلیسا
داشتم به ات میخندیدم که دستی رو شونم قرار گرفت
کوک:سلام لیدی
آلیسا:سلام جناب جئون
کوک:جناب جئون؟
آلیسا:اوهوم
خنده ای کرد
کوک:باحاله!
آلیسا:اره خیلی
از ذوقم خنده ای کرد که خیره همدیگه رو نگاه کردیم!من آرزو از نزدیک دیدن این خنده رو داشتم!
داشتیم همدیگرو نگاه میکردیم که گوشیش زنگ خورد،عذرخواهی کرد و رفت تا جواب بده
ویو ات
همه دور هم جمع بودیم،بهترین موقع بود که بگم
ات:بچه ها بچه ها!عکس آنا و تهیونگ رو دیدین؟؟؟
نامجون:کدوم عکس؟
جین:عکس؟
ات:ندیدین؟یه بیلبورد بزرگ وسط شهر زدن که آنا روی تهیونگ افتاده
جین:چیییییی
ویو تهیونگ
آنا داشت با چشماش ات رو میخورد که خنده ای کردم؛عکاس گفته بود کدوم عکس رو انتخاب میکنی،منم همون عکس رو انتخاب کرده بودم؛قیافه آنا کاملا قرمز بود
یونگی:زود پیس رفتینا
جیمین:نه هنوز اونقدر پیش نرفتن(قیافه شیطانی)
منو آنا همزمان گفتیم:جیمیناااا
خنده ای کرد و پشت ات قایم شد
جیمین:ات میخوان منو بزنن
ات شبیه سپر موند
ات:نمیزارممم
همه خنده ای کردیم
نامجون:خب خب بسته دیگه،برین سر کاراتون
ادامه دارد...
پارت⁷³
ویو آلیسا
داشتم به ات میخندیدم که دستی رو شونم قرار گرفت
کوک:سلام لیدی
آلیسا:سلام جناب جئون
کوک:جناب جئون؟
آلیسا:اوهوم
خنده ای کرد
کوک:باحاله!
آلیسا:اره خیلی
از ذوقم خنده ای کرد که خیره همدیگه رو نگاه کردیم!من آرزو از نزدیک دیدن این خنده رو داشتم!
داشتیم همدیگرو نگاه میکردیم که گوشیش زنگ خورد،عذرخواهی کرد و رفت تا جواب بده
ویو ات
همه دور هم جمع بودیم،بهترین موقع بود که بگم
ات:بچه ها بچه ها!عکس آنا و تهیونگ رو دیدین؟؟؟
نامجون:کدوم عکس؟
جین:عکس؟
ات:ندیدین؟یه بیلبورد بزرگ وسط شهر زدن که آنا روی تهیونگ افتاده
جین:چیییییی
ویو تهیونگ
آنا داشت با چشماش ات رو میخورد که خنده ای کردم؛عکاس گفته بود کدوم عکس رو انتخاب میکنی،منم همون عکس رو انتخاب کرده بودم؛قیافه آنا کاملا قرمز بود
یونگی:زود پیس رفتینا
جیمین:نه هنوز اونقدر پیش نرفتن(قیافه شیطانی)
منو آنا همزمان گفتیم:جیمیناااا
خنده ای کرد و پشت ات قایم شد
جیمین:ات میخوان منو بزنن
ات شبیه سپر موند
ات:نمیزارممم
همه خنده ای کردیم
نامجون:خب خب بسته دیگه،برین سر کاراتون
ادامه دارد...
- ۱۳۴
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط