فیکشن هزبین هتل TVDeer
🪶 فیکشن هزبین هتل (TV-Deer):
✍🏻 پارت ششم:
= رعایت نکردن این قوانین میتونه فاجعه به بار بیاره، پس مطمئنم درک میکنین که چرا انقدر روشون تاکید دارم..
- خیلی خب، چه قوانینیو باید رعایت کنم؟
= وقتی برگردین عقب، دو نسخه از شما تو اون زمان وجود داره..
یکی خود شما و یکی ورژن قدیمی هشتاد سال پیش خودتون..
همچنین در زمان حال شما ناپدید میشید..
- خب..؟
= تو هر خط زمانی باید یدونه از شما باشه، بنابراین وقتی برین اونجا یکی از شما ها باید بمیره..
* چشمای آیون تو تاریکی برق میزنه..
= انتخاب اینکه کی زنده بمونه با خودتونه..
- ها ها! اونقدرام سخت نیست..!
و قانون بعدی؟
= این یکی بیشتر یکی از عوارض محسوب میشه..
وقتی پا داخل پرتال بزارین از حافظه همه افراد در خط زمانی حال پاک میشین، درحالی که اثرات و اموال شما همه جا هست و ممکنه دردسرایی ایجاد کنه که خارج از کنترل منن..
بنابراین من مالکیتشون رو میگیرم تا زمانی که دوباره به همین روز برسیم..
با همه این شرایط هنوزم امادهاین؟
- چی؟؟ این ریسکش خیلی زیاده من نمیتونم همینجوری بهت اعتماد کنم و همه زندگیمو تو آتیش بزارم!
= میتونم تضمین کنم که قابل اعتمادم..
* آیون روی یه تیکه کاغذ چندتا خط میکشه و متنی مینویسه و بعد یه پودر براق روش میریزه..
همون پودر جادویی رو روی دست خودش و واکسم میریزه..
= حالا اگه چشماتونو ببندین همه مشتریای من تو خط زمانی های مختلف گواه میدن که من قابل اعتمادم..
* واکس بااینکه باور نداره که آیون حقیقتو میگه، چشماشو میبنده و همون اتفاقی که آیون گفته میفته..
- چی؟ چطوری اینکارو میکنی!؟
= بهتون که گفتم.. من قابل اعتمادم..
این پارت طولانی تر از تصورم شد..🗿
کم کم قلقش بیاد دستم هی طولانی تر میشه..
★ بقیه پارتا:
https://wisgoon.com/c/2350057
✍🏻 پارت ششم:
= رعایت نکردن این قوانین میتونه فاجعه به بار بیاره، پس مطمئنم درک میکنین که چرا انقدر روشون تاکید دارم..
- خیلی خب، چه قوانینیو باید رعایت کنم؟
= وقتی برگردین عقب، دو نسخه از شما تو اون زمان وجود داره..
یکی خود شما و یکی ورژن قدیمی هشتاد سال پیش خودتون..
همچنین در زمان حال شما ناپدید میشید..
- خب..؟
= تو هر خط زمانی باید یدونه از شما باشه، بنابراین وقتی برین اونجا یکی از شما ها باید بمیره..
* چشمای آیون تو تاریکی برق میزنه..
= انتخاب اینکه کی زنده بمونه با خودتونه..
- ها ها! اونقدرام سخت نیست..!
و قانون بعدی؟
= این یکی بیشتر یکی از عوارض محسوب میشه..
وقتی پا داخل پرتال بزارین از حافظه همه افراد در خط زمانی حال پاک میشین، درحالی که اثرات و اموال شما همه جا هست و ممکنه دردسرایی ایجاد کنه که خارج از کنترل منن..
بنابراین من مالکیتشون رو میگیرم تا زمانی که دوباره به همین روز برسیم..
با همه این شرایط هنوزم امادهاین؟
- چی؟؟ این ریسکش خیلی زیاده من نمیتونم همینجوری بهت اعتماد کنم و همه زندگیمو تو آتیش بزارم!
= میتونم تضمین کنم که قابل اعتمادم..
* آیون روی یه تیکه کاغذ چندتا خط میکشه و متنی مینویسه و بعد یه پودر براق روش میریزه..
همون پودر جادویی رو روی دست خودش و واکسم میریزه..
= حالا اگه چشماتونو ببندین همه مشتریای من تو خط زمانی های مختلف گواه میدن که من قابل اعتمادم..
* واکس بااینکه باور نداره که آیون حقیقتو میگه، چشماشو میبنده و همون اتفاقی که آیون گفته میفته..
- چی؟ چطوری اینکارو میکنی!؟
= بهتون که گفتم.. من قابل اعتمادم..
این پارت طولانی تر از تصورم شد..🗿
کم کم قلقش بیاد دستم هی طولانی تر میشه..
★ بقیه پارتا:
https://wisgoon.com/c/2350057
- ۴.۹k
- ۱۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط