بچه که بودم خیال میکردم همه چیز مال من است

بچه که بودم خیال می‌کردم همه‌ چیز مال من است.
دنیا را آفریده‌اند که من سرم گرم باشد؛
آسمان، زمین، پدر، مادر، درخت‌ها، اسب‌ها، کالسکه‌ها و حتی آن گنجشک‌ها برای سرگرمی من به‌وجود آمده‌اند.
بعد ها یکی‌یکی همه‌چیز را ازم گرفتند...
دیدگاه ها (۱)

لعنت به ترس، به فوبیا، به تلقین و به هر چیزی که نمی گذارد آد...

چگونه فکر می کنی پنهانی و به چشمنمی آیی؟تو که قطره بارانی بر...

زنده به زخم های توست این دلِ غم پرستِ منز غصه ی تو مردن است ...

کاش بارانی شود،این هوااین خیابان!و توی لج‌بازچاره‌ای جز تسلی...

...

his favorite strawberry

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط