ادامه از زبان واکیلا
ادامه از زبان واکیلا
از خواب بیدار شدم خیلی درد داشتم هیییی من چه گناهی کردم گیر این افتادم باکوگو اروم چشم هاشو باز کرد و گفت پاشو بریم صبحونه بخوریم
گفتم نمیخوام
اخم کرد و گفت مگه دست توعه؟
دروغ چرا؟ ازش میترسم میخواستم پاشم ولی نتونستم بغضم گرفت امد طرفم بغلم کرد و
باهم رفتیم
بعد از صبحونه نشست رو
کاناپه و گفت فیلم ببینیم
با سر تایید کردم و گفت چرا حرف نمیزنی
خودمو توی بغلش فشار دادم
فیلمو گذاشت ترسناک بود جالب بود ولی
هردوتامون داشتیم با
قیافه پوکر به فیلمه نکته میکردیم
که یکدفعه پنچره باز و
بسته شد من ی جیغ فرا بنفش
زدم که باکوگو گفت هویی کر شدم نفله
بغضم ترکید
(وی بچه پنچ سالست)
شروع کردم به گریه کردن
باکوگو بغلم کردو تو خونه رام بردو
گفت باشه.... باشه گریه نکن.... تموم شد
بعد از چند دقیقه اروم شدمو
خوابم گرفت همونجوری
تو بغلش خوابیدم
از خواب بیدار شدم خیلی درد داشتم هیییی من چه گناهی کردم گیر این افتادم باکوگو اروم چشم هاشو باز کرد و گفت پاشو بریم صبحونه بخوریم
گفتم نمیخوام
اخم کرد و گفت مگه دست توعه؟
دروغ چرا؟ ازش میترسم میخواستم پاشم ولی نتونستم بغضم گرفت امد طرفم بغلم کرد و
باهم رفتیم
بعد از صبحونه نشست رو
کاناپه و گفت فیلم ببینیم
با سر تایید کردم و گفت چرا حرف نمیزنی
خودمو توی بغلش فشار دادم
فیلمو گذاشت ترسناک بود جالب بود ولی
هردوتامون داشتیم با
قیافه پوکر به فیلمه نکته میکردیم
که یکدفعه پنچره باز و
بسته شد من ی جیغ فرا بنفش
زدم که باکوگو گفت هویی کر شدم نفله
بغضم ترکید
(وی بچه پنچ سالست)
شروع کردم به گریه کردن
باکوگو بغلم کردو تو خونه رام بردو
گفت باشه.... باشه گریه نکن.... تموم شد
بعد از چند دقیقه اروم شدمو
خوابم گرفت همونجوری
تو بغلش خوابیدم
- ۲۳۴
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط