آنقدَر از تو نوشتم همه جا پیش همه.

آنقدَر از تو نوشتم همه جا پیش همه.
قصّه ی شاعری ام یکسره دیوان تو شد.

جگرم خون شده ای کاش که می فهمیدی.
در خودش گم شده بود آنکه غزل خوان تو شد.

#علی_نیاکوئی_لنگرودی
دیدگاه ها (۱)

صبح چشمانت غزل نوشم کند ........... یک نگاهت مست و مدهوشم ک...

حسرت به دلم مانده که درکوی توباشم.نزدیک تر از چشم به ابروی ت...

شهنوازی کن نگارا، ساز میخواهم چکار؟من که ایمان داشتم اعجازمی...

آه ای سفرکرده! برگرد............................ ای طاقتم بر...

آنقدَر از تو نوشتم همه جا پیش همهقصّه ی شاعری ام یکسره دیوان...

#شعر_نو 🕊رفتم و زحمت بیگانگی از کوی تو بردمآشنای تو دلم بود ...

چرا می گویند یکی بود ، یکی نبود....من می نویسم یکی بود ، هنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط