مونسی نیست مرا بعد سفر کردن تو

مونسی نیست مرا بعد سفر کردن تو

همدم دردم و این درد، کشیدن دارد

تا که پرهیز نمودی ز هم آغوشی من

سینه ام حسرت آغوش ، شدیدا دارد....
دیدگاه ها (۴)

دیشب باران قرار با پنجره داشتروبوسی آبدار با پنجره داشتیکریز...

حرمت چشم ترم آهسته آهسته شکستقدر دل را دلبرم آهسته آهسته شکس...

کردم از عقل سوالی،که مگر ایمان چیست؟عقل بر گوش دلم گفت؛که ای...

اشتباه است که فکر میکنید بعضی ها دوستتان دارندآنها فقط به شم...

چرا ز پرچم سرخِ قیام حرفی نیستبه حرف هم دگر، از انتقام حرفی ...

چرا ز پرچم سرخِ قیام، حرفی نیستبه حرف هم دگر، از انتقام، حرف...

_ در این رهِ، مرا طاقتِ برگشتن نیستنشسته‌ام که مگر جاده به پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط