چند پارتی

چند پارتی
وقتی به عنوان عضو هشتم تورو گروگان میگیرن و....🌊🦪پارت اخر:////

شی یان{شکه شده به طرف عقب برگشتم...با دیدن هفتا مرد نفرت انگیز زندگیم (دوستان این یه فیکه و هیچ گونه توهینی نسبت به اعضا صورت نمیگیره) که یه زمانی بهترین رفیقام بودن خنده هیسترکی کردم و همون طور که اسلحه رو به سر مین هی می فشردم باهاشون شروع کردم به صحبت کردن...به به اقایون خواننده...خوش اومدین به قلمرو حقیر بنده.
یونگی{این کارا چیه مرتیکه...مین هی این همه مدت پیش توعه احمق بوده؟
شی یان {هوم میبینم که این کوچولو خیلی براتون با ارزشه نه؟...حتی بیشتر از من*نیشخند*
جین{بس کن شی یان...فکر نمی کردم یه روز به همچین ادمی تبدیل بشه‌...مین هی بی گناهه.
شی یان{هه بی گناه؟...اون بی گناه نیست سوکجین...اون باعث و بانی تمام بدبختیه منه...اگر قرار باشه کسی منو نخواد این دختر رو هم نباید بخواد.
جونگ کوک{احمق اون هیچکارست...تقصیر خودت بود...تو قانون کمپانی رو زیر پا گذاشتی*داد*
شی یان{اره درسته...من قانون رو زیر پا گذاشتم...اما این دختر می تونست دهنش رو ببنده نه؟...اون فقط بخاطر اینکه با کاراموزیش موافقت کنن منو لو داد.
جیمین{اما اون نمیدونست...
شی یان{بدون اینکه اجازه بدم جمله اش رو کامل کنه حرفش رو قطع کردم...بسه دیگه خستم کردین...اسلحه رو دوباره روی شقیقه ی مین هی تنظیم کردمو اومدم شلیک کنم که با برخورد گلوله ای از پشت به کمرم نفسم قطع شد.
مین هی{با شنیدن صحبت هاشون تقریبا میشه گفت لال شده بودم... باورم نمی شد بعد از چند سال دوباره می دیدمش اما اون تغییر بود و ذهنیتش از من عوض شده بود...با حرکت دوباره ی اسلحه روی شقیقه ام اشک تو چشمام فرو ریخت...هر لحظه منتظر شلیکش بودم که با شنیدن صدای گلوله و شل شدن دستش و افتادن اسلحه به سمت عقب برگشتم...با برگشتنم به عقب همون لحظه خون از دهنش خارج شد و روی زمین افتاد...جیغ بلندی کشیدم و با دیدنش که همچنان خون بالا می اورد پاهام سست شد و تا اومدم روی زمین بیوفتم دستی مانع برخوردم با زمین شد و تنها چیزی که یادم موند صدای ارامش بخش نامجون و بعد سیاهی.

*2 ماه و 15 روز بعد_توکیو*

دوک هیون{عالی بودین بچه ها...خسته نباشید.
جونگ کوک{ممنونم...ااا خیلی خستم.
جیمین{منم...میشه زودتر بریم؟
مین هی{یااا...انگار کوه کنده.
جیمین {ببخشید؟...فکر کردی من مثل توام که تو روز تعطیل بخوابم؟...نه خانوم محترم بنده سر تمرین بودم.
مین هی {تمرین؟...پارک جیمین هرکی ندونه من که بهتر از همه میدونم اون تمرینی که میگه یه تنبیه برای دیر اومدنت به خوابگاه بود*خنده*
جیمین{من تورو نکشم پارک جیمین نیستم*شروع می‌کنه به دویدن دنبال مین هی*
مین هی{چی شد جوجه کوچولو نمیتونی منو بگیری؟
جیمین{میکشمت مین هی*داد*
اعضا{*خنده*
The End:)
دیدگاه ها (۲۸)

سلام توت فرنگیام حالتون چطوره✨❣️بابت این غیبت چند ماهم واقعا...

«چندپارتی»وقتی سالگرد ازدواجتونه و....🌼❣️پارت اول:////نیوا{ا...

چند پارتیوقتی به عنوان عضو هشتم تورو گروگان میگیرن و....🦪🌊 پ...

چند پارتیوقتی به عنوان عضو هشتم تورو گروگان میگیرن و....🦪🌊 پ...

ساعت 1 شب بود در حال گذاشتن نودل ها توی قفسه بودم که صدای زن...

پارت اولتک پارتی جونگ کوکیه روز در حال راه رفتن بودم که یهو ...

تاجگذاری پارت۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط