My lovely idol
✿My lovely idol✿
✯part:³⁷
جونگکوک با لبخند گوشی رو قطع کرد اعضا بهش نگاه کردن
جیمین: میبینم که حالت خوب شده
جونگکوک: بریم که بترکونیم
جیمین خندید اعضا رفتن برای اجرا
چند هفته گذشت و اعضا بالاخره برگشتن کره جونگکوک دیر وقت رفت خونه در خونه رو باز کرد کفش های هیونا کنار بودن وارد خونه شد خونه تزیین شده بود و به کیک بامزه روی میز بود جونگکوک چشمش به هیونا افتاد که خوابش برده بود با لبخند رفت سمتش و کنارش روی مبل نشست مو های هیونا رو داد کنار هیونا غرق خواب بود گیج گیج دست جونگکوک رو گرفت
هیونا: جونگکوک خوش اومدی(زمزمه)
جونگکوک لبخند زد
جونگکوک: من اومدممم بیدار نمیشی؟
هیونا: نه صبر کن جونگکوک بیاد کیک بخوریم(زمزمه)
جونگکوک خندید هیونا آروم چشم هاش رو باز کرد یهو سریع بلند شد
هیونا: کی اومدی؟
جونگکوک: تازه رسیدم
هیونا به اطراف نگاه کرد
هیونا: سوپرایزم خراب شد
چشم هایش رو مالوند که جونگکوک بغلش کرد
جونگکوک: دلم برات تنگ شده بود
هیونا دوباره خجالت کشید و سرخ شد ولی در مقابل باز هم بغلش کرد
جونگکوک: ممنون
جونگکوک به هیونا نگاه کرد با دیدن گونه های سرخش خندید
جونگکوک: خب؟ گرسنمه کیک بخوریم؟
هیونا ساف نشست و چاقو روی میز رو برداشت و داد به جونگکوک جونگکوک شروع کرد به بریدن کیک و تمام شب کنار هم خندیدن خوش گذروندن
چند روز دوباره گذشت جیهوپ آهنگ جدید خودش رو داد بیرون به همراه یه دنس خیلی سخت که نیاز به یه دنسر حرفه ای داشتن کمپانی به جیهوپ گفت که دنسر خوب پیدا شده و جیهوپ برای تمرین دنس رفت سالن و هیونا رو اونجا دید با دیدن هیونا لبخند روی لبش نشست
جیهوپ: هیونا؟ اینجایی؟ چرا؟
هیونا: ناراحتی که اومدم؟
جیهوپ: نه ولی دوباره استخدام شدی؟
هیونا: آره گفته بودم قرار نیست به کاری رو نصفه ول کنم
جیهوپ: خوبه خب این پنیر جدید من روز اول دیر اومده؟
هیونا: من دنسر جدیدتون هستم پارک هیونا
و دستش رو سمت جیهوپ دراز کرد جیهوپ با تعجب نگاهش کرد
جیهوپ: خوشبختم و خوشحالم تو دنسر جدید منی
جیهوپ به هیونا دست داد و هیونا و جیهوپ حدود ۴ ساعت تمام دنس کار کردن
جیهوپ کم کم خسته شد و هیونا هم دیگه جون نداشت ولی دنس عالی پیش میرفت
هیونا: بنظرم یکم استراحت حقمونه
جیهوپ با سر تأیید کرد هیونا و جیهوپ کنار هم نشستن
جیهوپ: چی شد که شدی دنسر
هیونا: مگه میشه یه نفر آرمی باشه باییستشم جیهوپ باشه بعد اون وقت دنس بلد نباشه
جیهوپ خندید
جهوپ: یه سوال
هیونا: بله
جیهوپ: چرا باییستت منم؟
هیونا: میخوای حساب تعریف از خودت رو بشنوی نه؟
جیهوپ: نه نه فقط کنجکاو شدم (خندید)
ᕙ( : ˘ ∧ ˘ : )ᕗ
نظر بدیددددددد
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
✯part:³⁷
جونگکوک با لبخند گوشی رو قطع کرد اعضا بهش نگاه کردن
جیمین: میبینم که حالت خوب شده
جونگکوک: بریم که بترکونیم
جیمین خندید اعضا رفتن برای اجرا
چند هفته گذشت و اعضا بالاخره برگشتن کره جونگکوک دیر وقت رفت خونه در خونه رو باز کرد کفش های هیونا کنار بودن وارد خونه شد خونه تزیین شده بود و به کیک بامزه روی میز بود جونگکوک چشمش به هیونا افتاد که خوابش برده بود با لبخند رفت سمتش و کنارش روی مبل نشست مو های هیونا رو داد کنار هیونا غرق خواب بود گیج گیج دست جونگکوک رو گرفت
هیونا: جونگکوک خوش اومدی(زمزمه)
جونگکوک لبخند زد
جونگکوک: من اومدممم بیدار نمیشی؟
هیونا: نه صبر کن جونگکوک بیاد کیک بخوریم(زمزمه)
جونگکوک خندید هیونا آروم چشم هاش رو باز کرد یهو سریع بلند شد
هیونا: کی اومدی؟
جونگکوک: تازه رسیدم
هیونا به اطراف نگاه کرد
هیونا: سوپرایزم خراب شد
چشم هایش رو مالوند که جونگکوک بغلش کرد
جونگکوک: دلم برات تنگ شده بود
هیونا دوباره خجالت کشید و سرخ شد ولی در مقابل باز هم بغلش کرد
جونگکوک: ممنون
جونگکوک به هیونا نگاه کرد با دیدن گونه های سرخش خندید
جونگکوک: خب؟ گرسنمه کیک بخوریم؟
هیونا ساف نشست و چاقو روی میز رو برداشت و داد به جونگکوک جونگکوک شروع کرد به بریدن کیک و تمام شب کنار هم خندیدن خوش گذروندن
چند روز دوباره گذشت جیهوپ آهنگ جدید خودش رو داد بیرون به همراه یه دنس خیلی سخت که نیاز به یه دنسر حرفه ای داشتن کمپانی به جیهوپ گفت که دنسر خوب پیدا شده و جیهوپ برای تمرین دنس رفت سالن و هیونا رو اونجا دید با دیدن هیونا لبخند روی لبش نشست
جیهوپ: هیونا؟ اینجایی؟ چرا؟
هیونا: ناراحتی که اومدم؟
جیهوپ: نه ولی دوباره استخدام شدی؟
هیونا: آره گفته بودم قرار نیست به کاری رو نصفه ول کنم
جیهوپ: خوبه خب این پنیر جدید من روز اول دیر اومده؟
هیونا: من دنسر جدیدتون هستم پارک هیونا
و دستش رو سمت جیهوپ دراز کرد جیهوپ با تعجب نگاهش کرد
جیهوپ: خوشبختم و خوشحالم تو دنسر جدید منی
جیهوپ به هیونا دست داد و هیونا و جیهوپ حدود ۴ ساعت تمام دنس کار کردن
جیهوپ کم کم خسته شد و هیونا هم دیگه جون نداشت ولی دنس عالی پیش میرفت
هیونا: بنظرم یکم استراحت حقمونه
جیهوپ با سر تأیید کرد هیونا و جیهوپ کنار هم نشستن
جیهوپ: چی شد که شدی دنسر
هیونا: مگه میشه یه نفر آرمی باشه باییستشم جیهوپ باشه بعد اون وقت دنس بلد نباشه
جیهوپ خندید
جهوپ: یه سوال
هیونا: بله
جیهوپ: چرا باییستت منم؟
هیونا: میخوای حساب تعریف از خودت رو بشنوی نه؟
جیهوپ: نه نه فقط کنجکاو شدم (خندید)
ᕙ( : ˘ ∧ ˘ : )ᕗ
نظر بدیددددددد
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
- ۶.۴k
- ۱۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط