#مافیا_عزیز_من

#مافیا_عزیز_من
#Part13

ویو ت.و: فلیکس برای آخرین بار اومد منو بغل کرد و از لب هاشو رو لب هام گذاشت و بوسم کرد. خب بعد دوباره خداحافظی کرد و رفت.

ت.و: هووفف. حالا چیکار کنم حوصلم سر نره؟!

فلیکس زنگ زد به هیونجین.

هیونجین: الوو.....

فلیکس: سلام هیونجین خوبی؟!

هیونجین: آره خوبم تو چی؟!

فلیکس: منم بد نیستم. خب ببین....

هیونجین: هر موقع میگی بد نیستم یه اتفاقی افتاده چی شده باز؟!

فلیکس: داداشم مرده و دارم میرم اونو ببینم ولی حال ا.ت خوب نیست.

هیونجین: ای وای لی هم؟!

فلیکس: هیونجین اون واقعا کارش خوب بود نمیدونم😭😭

هیونجین: عجب اون چرا.... باشه الان گریه نکن. خب دیگه؟!

فلیکس: میتونی به نابی بگی بره یکم ازش مراقبت کنه؟!

هیونجین: آره داداش تو جون بخوا الان میگم ولی راه زیاده ها. طول میکشه برسه.

فلیکس: از تنهایی که بهتره.

هیونجین: باشه بهش میگم. 🙃

فلیکس: مرسی...

پایان تماس...

هیونجین: خانمم.

نابی: جونم؟!

هیونجین: ا.ت رو که میدونی کیه؟!

نابی: آره عشقم اتفاقا میخواستم بگم بریم ببینیمش.

هیونجین: فلیکس داداش مرده رفته پیش اون و میگه ا.ت یکم مریضه خواست تو بری پیشش.

نابی: واقعا؟! لی هیونگم؟!

هیونجین: آره، فعلا بیا برو پیش ا.ت حال فلیکس خیلی خراب بود بزار اون خوب شه شاید حالش بهتر شد.

نابی: آره میرم فقط یکم مهلت میخوام حاضر شم.

هیونجین: باشه.

ویو ت.و: حالم خوب نبود. خیلی گرمم بود و صدام از گلوم در نمیومد ولی بازم صبر کردم. حتی جون نداشتم یکم دارو بخورم.

نابی: راه افتادم ولی یه خری اومد زد به ماشینم و خب پلیس هممون رو برد تا ببینه تقصیر کی بوده.

پرش زمانی ساعت 11 شب:

نابی هنوز تو اداره ی پلیس بود.

ویو ت.و: دیگه داشتم بیهوش میشدم. گوشی رو از روی میز برداشتم و با اولین شماره یعنی فلیکس تماس گرفتم.

فلیکس: سلام پرنسس. بهتر شدی؟! تو راهم.(صداش یه مقدار بغضی بود🥺)

با شنیدن صدای مهربون فلیکس اشک تو چشمات حلقه زد.

ت.و: فل..یکسس(دو نقطه ها سرفه ست)

فلیکس: ا.ت خوبی چرا صدات اینجوریه؟! نابی پیشته؟!(نگران)

ت.و: نه.. ، نی..ست.

فلیکس: ا.ت قطع نکن خو باهام حرف بزن تا برسممم. باشه؟!(نگران)

ت.و: باشه.

که یهو گوشی خاموش شد. تو میدونستی الان فلیکس تو نگران ترین حالت ممکنه ولی اصلا نمیتونستی حتی تکون بخوری و همون لحظه بیهوش شدی.

فلیکس: هی هی چرا قطع کردی🥺😨

باتمام سرعت به سمت خونه می اومد و پاشو از رو گاز برنمیداشت.

سلام خوشگلاااااا پارت بعدی 🥹💗
میخوام پارت بعدی رو تا حمایت نشه نزارم چون حمایت ها خیلی کم شده و ناراحتم🥺😭
فعلااااا قشنگامممم🌕💋🎀
دیدگاه ها (۱)

سلام قشنگاااااخب پستای من خیلی بازدید میخوره ولی اصلا حمایت ...

#مافیا_عزیز_من#Part12چند ساعتی بعد. فلیکس کنار تو دراز کشیده...

پارت ۱۱:عمو های من مافیان

درخواستی 😅 اگر دختر ریندو باشی و دوست پسر مجازی داشته باشی و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط