بازی_در_خون🍷🔪
بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست نود دو🍷🔪
نمبدونم چقدر منتظر بودم
که یه پرستار اومد بیرون
سریع جلوشو گرفتم
+چیشد؟
لب زد
-خود دکتر میاد میگه بهتون
بعد از کنارم رفت
عصبی چنگ زدم موهام و
منتظر شدم دکتر بیاد
لعنتی
چرا نمی اومد بیرون،. گوشیم زنگ خورد
عصبی بودم
صدای گوشی روی مخم بود
برداشتم و محکم کوبیدم سمت دیوار بیمارستان
صد تیکه شد
همون لحظه اومد بیرون
نگاهی به سالن کرد
بعد به من نگاه انداخت
اخم کرد
با اخم کمرنگی گفت
+نظم بیمارستان و به هم نزن پسر جون
نظم بیمارستان ؟!
اون نمیدونست من چه آدمی ام
که اگه میدونست اینو نمیگفت و راضی میشد به اینکه اینطوری آروم میشم
بدون توجه به چیزی که گفت پرسیدم
+زنم حالش خوبه..
بعد مکثی کوتاه گ
_یکی از بچ
پارت دویست نود دو🍷🔪
نمبدونم چقدر منتظر بودم
که یه پرستار اومد بیرون
سریع جلوشو گرفتم
+چیشد؟
لب زد
-خود دکتر میاد میگه بهتون
بعد از کنارم رفت
عصبی چنگ زدم موهام و
منتظر شدم دکتر بیاد
لعنتی
چرا نمی اومد بیرون،. گوشیم زنگ خورد
عصبی بودم
صدای گوشی روی مخم بود
برداشتم و محکم کوبیدم سمت دیوار بیمارستان
صد تیکه شد
همون لحظه اومد بیرون
نگاهی به سالن کرد
بعد به من نگاه انداخت
اخم کرد
با اخم کمرنگی گفت
+نظم بیمارستان و به هم نزن پسر جون
نظم بیمارستان ؟!
اون نمیدونست من چه آدمی ام
که اگه میدونست اینو نمیگفت و راضی میشد به اینکه اینطوری آروم میشم
بدون توجه به چیزی که گفت پرسیدم
+زنم حالش خوبه..
بعد مکثی کوتاه گ
_یکی از بچ
- ۵.۴k
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط