ناخدای عشق

ناخدای عشق
___________________♡پارت ۲۱

ویو چویا

تا صبح نخابیدم و داشتم فکر میکردم که چطوری به دازای بگم که من چویام از روی تخت بلند شدم و از اتاق کثیف نوسا خارج شدم......همین که بیرون آمدم دازای روبه روم بود
+بله ناخدا چیزی خواستین
_نه وقت این چند روزا خیلی رفتارت شبیه چویاست....چیزی شده نوسا
ا+گه راستش رو بخوای من واقعا چویام
_چرا چرت و پرت میگی چطور تو چویایی میشه برام توضیح بدی نوسا
چویا دست دازای رو گرفت و برد تو اتاق
_چیکار میکنی
+میخام برات جریان رو تعریف کنم
_نمیخام بشنوم
+لطفا *با بغض *
_باشهههههه یلا بگو
ببین من توی اتاق خواب بودم که یهو نوسا از پشت بهم بیهوش کننده زد بعد از بیهوش که بیدار شدم دیدم که نوسام و تو وارد شدی و اشتباه گرفتی
_چطوری باورت کنم
+ازم بپرس
_چی
+کل اون روزا که باهم بودیم
_من چی بت گفتم اگر چویا باشی و چیکار کردم
+همیشه هر وقت صدات میکنم بم جانم یا عزیزم میگی......هر وقت که چیزی نمی‌خورم میای منو بزور میبری اولین روز آشنایمون هم ازم کار می‌کشیدی و‌‌..............
دازای چشماش گرد شد و گفت
_چویا تویی
_آره
دازای چویا رو بغل کرد و گفت
_ببخشید نمیدونستم
+اشکال نداره
دازای یهوو به فکر آمد که یک طلسم داشت که ازش دزدیده شده و برای خنسا کردن این طلسم باید دازای چویا رو روبه روی نوسا ببوسه
_چویا بیا
+کجا میریم
_تو اتاق
+ولی نوسا....
_من برای بر طرف کردن این طلسم میدونم باید چیکار کنم
+واقعا
_آره
+خوبه
وارد اتاق شدن که نوسا گفت
/دازاا............چرا چو..یعنی نوسا رو آوردی
دازای جواب نداد و چویا رو بین خودش گذاشت و گفت
_من عاشق نوسام چون نوسا رو بیشتر دوست دارم چویا
چویا خندید و بی صدا
/وایسا
نوسا بلند شد و دست دازای رو گرفت
/مگه نگفتی دوسم داری
_نه من نوسا رو دوست دارم
/چییییییی
*تو ذهن*
"وای اون منو دوست داشت خاک تو سرم چیکار کنم "
دازای دوباره چویا رو گرفت و بوسیدش جوری بوسیدش که چویا نمیتونست همکاری کنه ولی بعد تونست دازای بوسه رو شکست و آروم موهاش رو نوازش داد
_چوچو فقط مال منه تمام
/چو چو ولی تو گفتی که نو....
_خفه شو
طلسم آروم آروم بر طرف شد و چویا به حالت اولش برگشت و نوسا همین دلیل طور
دازای دوباره چویا رو بوسید از عمد تا نوسا از حسادت بمیره
_اممم....
بوسه رو شکست
_به به دوباره دارم از لبات لذت می‌برم
چویا خندید
+آره دوباره داری لذت می‌بری
دازای چویا رو ول کرد و رفت سمت نوسا و بعد یهوووو



ادامه دارد
دیدگاه ها (۲)

ناخدای عشق ___________________♡پارت ۲۲ ویو دازای من چویا رو ...

ادامه دادم

ادامه دادم

ناخدای عشق __________________♡پارت ۲۰+نو....سانوسا یک چاقوی ...

ناخدای عشق ________________♡پارت ۱۰ویو چویا نوسا صدام کرده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط