امروز داشتم بین خرت و پرتهای انباری دنبال اسپری رنگ میگ
امروز داشتم بین خرت و پرتهای انباری دنبال اسپری رنگ میگشتم، که با یه جعبه مواجه شدم پر از وسایل نقاشی قدیمی بابام!
که همه تیوپ رنگها یا باد کرده بود و ترکیده بود و گند زده بود به همهچی یاهم پر از خاک و خل بود.
بینشون این چنتا نیمه سالم رو با اون پالت سالم پیدا کردم. هرچند رنگهاش دیگه قابل استفاده نیستن.
به بابام گفتم چه بلایی سر اینا آوردی چرا دیگه نقاشی نکردی؟
میگه نمیدونم اصلاً فراموششون کرده بودم.
(بابام دوران کودکی و نوجوانی و تا اوایل ازدواجش همیشه تابلوهای رنگ روغن میکشید. کلاس نرفته بود ولی تابلوهای خیلی قشنگی میکشید.)
بهش میگم یادته بچه بودم نمیذاشتی به رنگروغن دست بزنم و بجاش یه بوم کوچیک درست میکردی تا روش با گواش خطخطی کنم؟
میگه آره یادمه؛ ولی اون فقط اولش بود. بعدش هی انگشتاتو یواشکی میزدی به رنگ و منم مجبور میشدم وسایل رو جمع کنم تا خودتو کثیف نکردی و مجبور نباشم دستتو با تینر تمیز کنم!
مامانم از یه گوشه رو به بابام میگه که هنوز فراموش نکرده اون تابلو گل آفتابگردون که بهش قول داده بود رو کامل نکرده و نصفه رهاش کرده.
منم اصرار میکنم که تابلو رو پیدا کنه و کاملش کنه.
اونم میگه چشم بعداً کاملش میکنم.
(بعداً های بابام حداقل ۵ سال دیگهس.)
مامانم هم چشم غره میره.
که همه تیوپ رنگها یا باد کرده بود و ترکیده بود و گند زده بود به همهچی یاهم پر از خاک و خل بود.
بینشون این چنتا نیمه سالم رو با اون پالت سالم پیدا کردم. هرچند رنگهاش دیگه قابل استفاده نیستن.
به بابام گفتم چه بلایی سر اینا آوردی چرا دیگه نقاشی نکردی؟
میگه نمیدونم اصلاً فراموششون کرده بودم.
(بابام دوران کودکی و نوجوانی و تا اوایل ازدواجش همیشه تابلوهای رنگ روغن میکشید. کلاس نرفته بود ولی تابلوهای خیلی قشنگی میکشید.)
بهش میگم یادته بچه بودم نمیذاشتی به رنگروغن دست بزنم و بجاش یه بوم کوچیک درست میکردی تا روش با گواش خطخطی کنم؟
میگه آره یادمه؛ ولی اون فقط اولش بود. بعدش هی انگشتاتو یواشکی میزدی به رنگ و منم مجبور میشدم وسایل رو جمع کنم تا خودتو کثیف نکردی و مجبور نباشم دستتو با تینر تمیز کنم!
مامانم از یه گوشه رو به بابام میگه که هنوز فراموش نکرده اون تابلو گل آفتابگردون که بهش قول داده بود رو کامل نکرده و نصفه رهاش کرده.
منم اصرار میکنم که تابلو رو پیدا کنه و کاملش کنه.
اونم میگه چشم بعداً کاملش میکنم.
(بعداً های بابام حداقل ۵ سال دیگهس.)
مامانم هم چشم غره میره.
- ۲۵.۲k
- ۲۰ آذر ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۳۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط