واژه بهانه بود

واژه بهانه بود

با بند بند وجودم نوشتمت

خواندی

ورق زدی

حواست به پاورقی ها نبود

من پای هر ورق

عاشقت شدم ..

#کامران_رسول_زاده
دیدگاه ها (۱)

خورشیدگرفته‌تر از آن است که بشود گفت: غروبیا مردی از رفتن ما...

هر شب که می‌خواهم بخوابممی‌گویمصبح که آمدی با شاخه‌ای گل سرخ...

پنجره! بگشای از هم چون کتاب قصۀ خورشید تا امیدم بازجوید در ص...

مدت هاستایستاده ام بر فراز اتفاقی کهنمی افتد ..#پابلو_نرودا

سناریو درخواستی

اهم، شب شد و من دوباره دیوانه شدم. متنی برای قند عسلم نوشتم😀...

ددی فاکرم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط