یه پسر خاله دارم 9 سالشه، عاشق یه دختر 18 ساله شده بهش گف

یه پسر خاله دارم 9 سالشه، عاشق یه دختر 18 ساله شده بهش گفتم سیامک آخه تو این سن عاشقی؟
گفت مگه عشق سن و سال میشناسه؟
گفتم نه ولی حداقل عاشق یکی بشو که هم سن خودت باشه.
گفت مگه پیغمبر 20 سالش نبود که عاشق خدیجه 40 ساله شد،پس عشق سن وسال نمیشناسه.
گفتم اخه تو بیست سالت که نیست 9 سالته ،گفت خب چیکار کنم عاشق شدم دوسشدارم دیگه!!
بعد رفتم تو اتاقش، دیدم یه کیف داره پر از نامه های عاشقونه که واسه دختره نوشته اونم با خط شکسته پکسته!!
چیزی که برام جالب بود زیر یکی از نامه هاش نوشته بود ایشالا 293
گفتم سیامک این عدد یعنی چی؟
گفت یه رمزه بین خودم و خودش.
گفتم بگو جان من چیه ؟
گفت به هیچکی نمیگی؟
گفتم نه!
گفت 293 یعنی ایشالا 2 تا بشیم بعد 9 ماه سه تا بشیم!!!!!!!!!!!!
یعنی... دیگه حرفی ندارم!! :|
دیدگاه ها (۱۵)

ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺑﻪ ﯾﻪ پسر ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺻﻼﺡ ﻭﺍﺭﺍﯾﺶ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﻧﮕﺎﻩﮐﺮﺩﯾﻦ !؟ﻧﺼﻒ ﺷﮑﻠ...

یه روایت هست که میگه . . .....................ﻣﯿﺒﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﻣﻮﻣﻦ...

ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹِ ﮐﺜﺎﻓﺖ ﺍﮔﻪ ﺑﻴﺸﻮﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﺩﺭ نمیاوﺭﺩﯼ...ﺍﻻﻥ ﺑﭽﻤﻮﻥ ﺩﺍشت...

اونی که همیشه باهاته فقط پاهاته!پس از رفتنش افسانه نسازدو کل...

★彡   Part 63 彡★ با برخورد شدید نور خورشید چشم هام رو باز کرد...

ماهِ لورنزو 🌙🥀پارت 3 *لورا*گوشی رو برداشتم و با دستای لرزون ...

📸 عکس آخرپارت چهارم: «نامه‌ای که دیر رسید»هفت سال گذشته بود....

الان اینقدر بزرگ شده که دیگه بستنی نمی‌خوره! حالا تو با این ...

پارت ششیونگی: گریه نکن دیگه من که گفتم ببخشید خوشگلملونا: با...

پارت یک عشق اسمانی

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت سوم: اعترافِ بی‌محابا و اشغالِ غیرقا...

حاجی بهضیاتون خیلی بدیددد میآید نسبت میزنید بعد انگار نه انگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط