این هفته عروسیم بود و خیلی ذوق داشتم چون من واقعا کوکو دو

این هفته عروسیم بود و خیلی ذوق داشتم چون من واقعا کوکو دوست داشتم از اعماق قلبم و اونم همنیطور(اعتماد به سقف) وقتی کار ارایشگر تموم شد کوک با کت شلوار مشکی اومد واقعا جذاب شده بود
شب عروسی
خیلی خوشحال بودم که کوک دیگه برای خودم شده بود رفتم و لباسامو عوض کردم و پریدم رو تخت که کوکم اومد و در گوشم زمزمه کرد:بیبی چطوره یه شب خاطره انگیز بسازیم(اروم) و...
و بدون هیچ کاری خوابیدن😐😂
پایان
دیدگاه ها (۸)

ات: امروز دلم برای جیهوپ خیلی تنگ شده بود به خاطر همین تصمیم...

یعد اینکه کوک رفت به فکر فرو رفتم به این فکر میکردم که شغل ک...

کوک ویورفتم پیش جک کوک:جک دوربین اتاق ات رو برام پیدا کن جک ...

#دبیرستان_مخفی_من پارت ۲۵*فلش بک به دو ماه بعد*دکتر: تبریک م...

𝑀𝓎 𝒮𝒶𝒹𝒾𝓈𝓂𝒾پارت ۱۹که دیدم کوک اومد تو اتاق..یه بالش پرت کردم ...

ازدواج اجباری پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط