تشنه مهربانی مادر

تشنه مهربانی مادر

کاش مادر، همیشه در کنارم بودی. اینک که کودکی بیش نیستم، تشنه لحظه ای آرام گرفتن در دامن توام. از آن روز که نورسیده بودم، هر روز خود را در آغوش مربی مهد کودک دیده ام. تا امروز از دست او غذا خورده ام و با لالائی او به خواب رفته ام. او هرگز بوی مهربانی تو را نمی دهد مادر. کاش کاری بیرون از خانه نبود و من که در عطش مهر تو می سوزم، تو را آرام در کنار خود می یافتم. مادر خسته از کارهای سخت، با من تندی مکن که گناهی ندارم جز عطش مهربانی تو. چشم های خسته ات را بگشا و برایم قصه بگو که نیازمند مهربانی توام.
دیدگاه ها (۳)

مادر و بچه داریدر طول رژیم گذشته، چنان که در کشورهای غربی را...

حضور جاری مادرانمادر مظهر رحمت حق، آیه لطف الهی و چشمه مهربا...

کلام نوردر ظلمت گمراهی بودیم و زیر بار ستم که نور هدایت امام...

دامان حیای چشم های خیره به دنیا، از نجابت من در شگفت نشوید ک...

به نام خالق مادر...به نام او که تمام مهربانی های دنیا را در ...

شعر زیبای پرسشی از آب

باز باران با ترانهمی خورد بر بام خانهیادم آید کربلا رادشت پر...

💕 💕 💕 وهیچ کس ندانست دختری که دیگران برای ورودش به این دنیا ...

درخت با بهار و ماهی با آب زنده است و من با حرف‌های تو...

باز باران باترانه با گوهرهاي فراوانمي خورد بر بام خانه" يادم...

❖فلانی پسر زاس.....اولین فرزندش پسر استپسر پسرقند عسلفلانی ز...

باز باران با ترانهمی خورد بر بام خانهیادم آید کربلا رادشت پر...

بیشتر از آنچه تصور کنی خیانت دیده ام و بیشتر از آنچه باور کن...

فلانی پسر زاس....اولین فرزندش پسر استپسر پسرقند عسلفلانی زای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط