دیروز، یک نفر در حضور من

دیروز، یک نفر در حضور من
‏اسم تو را بر زبان آورد
‏طوری شدم که انگار
‏گل رُزِ خوشبویی به اتاق افتاده باشد.
.✾◍⃟🦋࿐•┈✾~🍃🧚‍♀🍃~✾┈•
🦋🧚🏻‍♀️#مشاعره #پروانه ها 🦋🧚🏻‍♀️
دیدگاه ها (۵)

✾◍⃟🦋࿐•┈✾~🍃🧚‍♀🍃~✾┈•آمدے با تاب گیسو،                  تا ڪہ ب...

✾◍⃟🦋࿐•┈✾~🍃🧚‍♀🍃~✾┈•ممنونم بابتِ رایحه‌اے ڪهدر من پنهان است،از...

خیلے دوستت دارم...و چہ ڪسے مے داند، خیلے یعنی،چند، تا ڪجا......

محبوب من اندازہ تمام روزهایے ڪہ ازت دور بودم دوستت دارم ، ا...

خوب این اوسی منه عکس گذاشته بودم اوکی دیگه نزاشتم و اینکه رو...

پارت ۱۳ شروعته با عروسک گل اومد خونه ات : برگشتی (سرد) (سرش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط