shede and shine

shede and shine
پارت 11
ویو سونگمین
نمیدونم چرا ولی احساس میکنم خیلی دارم به یوری علاقه ی زیادی پیدا میکنم خیلی خوشگله......چی دارم میگم....


ویو یوری فردا صبح
با احساس بدی از خواب بیدارشدم دیدم جونگین داره روم آب میریزه......
اعصابم سگ شد یه دمپایی برداشتم دنبالش کردم دمپایی رو پرت کردم با کله خورد زمین

جونگین.خیلی بدییی

+حقته.......وای ساعت 7 شد 8 باید بریم......رفتم یه دوش گرفتم....یه میکاپ ساده کردم.....یه شلوارک تابستونی با یه تیشرت پوشیدم..چمدونو بردم پایین....سونگمین و لونا رسیده بودن....رفتم پایین

+خب بابایی مامانی خدافظط

هیون.خدافظ بچه ها...... مراقب خودتون خیلی باشید
مایا.بچه ها خیلی مراقب باشید....خدافظ

جونگین.خدافظظ....خب دو ماشینه بریم منو لونا .... یوری و سونگمین....

+اینو گفت که منو سونگمین بهم نگاه کردیم....گفتم.اوکی....بریم مینی

_وقتی گفت مینی قند تو دلم آب شد......نخیرم کی گفته
_باشه بریم لیدی

\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\
لایک و کامنت یادتون نره 😉😘
دیدگاه ها (۰)

shede and shineپارت 10رفتیم داخل عمارت........عمو هان هم بود...

shede and shineپارت 9+ باشه باباییجونگین.خب لیدی حالا افتخار...

shede and shineپارت 1(یادم رفت بگم یوری و لونا و جونگین سون...

shede and shineپارت 8+رفتیم خونه تو اتاقم دراز کشیدم که گوشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط