تو را هر قدر عطر یاس و ابریشم بغل کرده

تو را هر قدر عطر یاس و ابریشم بغل کرده
مرا صدها برابر غصه و ماتم بغل کرده
چه ذوقی می کند انگشترم هربار میبیند
عقیقی که برآن نام تو را کندم بغل کرده
چنان بر روی صورت ریختی موی پریشان را
که گویی ماه را یک هاله مبهم بغل کرده
لبت را می مکی با شیطنت انگار درباران
تمشکی سرخ را نمناکی شبنم بغل کرده
دلیل چاک پشت پیرهن شاید همین باشد:
زلیخا یوسفش را دیده و محکم بغل کرده
دیدگاه ها (۵۶)

چگونه شرح دهم بت پرست یعنی چه؟کسی که دل به تو یک عمر بست یعن...

ماه دردانه بدان ، خانه ی دل را بلدم !بی ریا غربت ویرانه ی...

‍ عاشقم من عطش جان تو را میخواهمبوسه از آن لب و دندان تو را ...

در کجای این فضای تنگ بی آوازمن کبوترهای شعرم را دهم پرواز؟شه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط