دلم بی تابی ِ

دلم بی تابی ِ
در تاب و تب بودن
دلم بخوابی از
یک واژه پیمودن
دلم یک عشق
دلم یک یار ِ
همچو یاران درون قصه می خواهد
دلم گشته ملول
از دیو و دد
در حسرت انسان
دلم یک آدم ِ نایاب
که در مثنوی ِ باور
، نشسته می خواهد.........................
#شهزاد
دیدگاه ها (۷)

چشمان تو آنمست ترین نوش حلال استاحساس چو می نوشد ،دل مست ِ م...

حال من خوب است می خندم ولی از شدت خنده سراب اشکها جاری است...

اگر برگی فرو افتاد در این رسوائی ِ سر ریز غروب زرد نمایان شد...

بی تو لبریزترین زمزمه ی بارانم بُغض پاییزی ترین پنجشنبه ی ...

تمامِ رنجِ ما از آنجاست که کلیدِ حالِ خوبمان را به دستِ دیگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط