چند پارتی از جونگکوک (درخواستی)

چند پارتی از جونگکوک (درخواستی)
(تو فقط مال منی)
پارت هفت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(ویو ات)

رسیدم خونه وارد عمارت شدم آجوما رو دیدم دلم براش تنگ

شده بود....

ات: سلام آجوما جونم

آجوما با لبخند پهنی شروع به حرف زدن کرد...

آجوما: خوش اومدی خانوم

همین طور که به سمت اتاقم میرفتم جواب دادم...

ات: مرسی آجوما

وارد اتاقم شدم و لباس هام رو درآوردم وارد حموم شدم

و وان رو پر کردم داخلش نشستم.....

..................

موهام رو خشک کردم و دراز کشیدم رو تخت تا شب

وقت داشتم پس یکم استراحت بد نیست....

چشمام گرم شد و بعد سیاهی......

..................

با بالا پایین شدن تخت چشمام رو باز کردم چرخیدم

معلومه کی بود آقای جئون....

جونگکوک: سلام فرشتم

خواب آلود لب زدم....

ات: جونگکوک چرا اینجایی؟!

جونگکوک: خب اومدم که بریم مهمونی ولی پرنسس خواب

بودن....

ات: مگه ساعت چنده؟

نگاهی به ساعت مچیش انداخت...

جونگکوک: ساعت 6:50 هست

ات: و تو چرا انقدر زود اومدی؟!

بهم نزدیک تر شد و همزمان وقتی داشت رو لبم بوسه های

کوتاه میزاشت لب زد...

جونگکوک: دلم.... برات.... تنگ.... شده.... بود

از رو تخت بلند شدم و به سمت کمد لباسام رفتم

جونگکوک: زیبام میخوای چی بپوشی؟

ات: هنوز لباسم نرسیده

به سمت در رفتم و در رو باز کردم آجوما رو صدا زدم

ات: آجوما(صدای بلند)

آجوما: بله خانوم؟

ات: لباسم نرسیده؟

آجوما: خانوم الان مکس رفت براتون بیاره

ات: باشه

در رو بستم و رو تخت نشستم...

جونگکوک که رو تخت دراز کشیده بود نشست و از

پشت منو کشید رو پاش...

داشت موهام رو بو میکرد رو گردنم رو می بوسید..

جونگکوک: دوست دارم

به اندازه کافی فکر کردم من دوستش دارم و میخوام باهاش

باشم.....

ات: منم دوست دارم

یهو تعجب زده منو چرخوند سمت خودش با چشمای

باز داشت نگام میکرد...

جونگکوک: جدی تودوستم داری؟

ات: اهوم خیلیم دوست دارم

همون طور که رو پاش بودم داز کشید رو تخت

جونگکوک: یعنی الان دوست دخترمی؟ البته به جوابت خوب

فکر کنم چون دوست دختر جئون جونگکوک سخته(پوزخند)

ات: آره میخوام تا ابد باهات باشم

جونگکوک: خوبه پس میدونی که تامی هر روز هر شب هر

ساعت هر دقیقه هر ثانیه قراره به فاکت بده؟

ات: واییی جونگکوک نزار پشیمون شم دیگه

جونگکوک کمرم رو گرفت و خمم کرد سمت خودش همین که

خواست لبش رو لبم بزاره.. در اتاق با شدتت باز شد...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ادامه دارد...... 🌷

خوشگلام امیدوارم ازش لذت برده باشید 💗✨

حمایت یادتون نره💗💓
دیدگاه ها (۸)

چند پارتی از جونگکوک (درخواستی) (تو فقط مال منی) پارت هشتـــ...

خوشگلام هر کاری میکنم نمیتونم پارت جدید رو آپ کنم سه تا پارت...

چند پارتی از جونگکوک (درخواستی) (تو فقط مال منی) پارت ششــــ...

چند پارتی از جونگکوک (درخواستی) (تو فقط مال منی) پارت اول ــ...

P5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط