myBlacklife
#my_Black_life
Part¹⁸
×پتو رو بکشم روش سردش نشه
+(در خواب هفت پادشاهی)
_(داره سوسکی نگاشون میکنه)
×(در حال ناز کردنش)
_(از حسودی میترکه)
×آخه چه دختری میتونه در این حد خوشگل باشه؟
×(در حال ناز کردن)
×هعی نمیتونم خودمو کنترل کنم
_(میخواد بره داخل)
یه نفر دم در گوشش میگه:میخوای اتفاق بدتری به یوری بیوفته؟(آروم)
_نه حاضرم هر کاری کنم که اون سالم باشه(اروم)
همون یه نفر:پس ازش دور شو.باهاش سرد شو.خودت کتکش بزن که ما دست به کار نشیم(آروم)
_باشه(آروم،بغض)
همون یه نفر :فردا هم قراره به الا بچسبی(آروم)
_ب.........باشه(با گریه و آروم)
×(یوری رو بوسید)
_(گریش شدید تر شد)
همون یه نفر:با رابطه ی اونا هم کاری نداشته باش(آروم)
_باشه(آروم.با گریه)
×(هنوزم داره بوسش میکنه)
همون یه نفر:برو به کارات برس و تو کار این دوتا دخالت نکن(اروم)
_رف*
×(رف کنارش.بغلش کرد و خوابید)
ویو صب
+(بیدار شد)
+(شروع کرد به گریه کردن)
×(متوجه شد و بیدار شد)
×عشقم چی شده؟
+اوپا.چرا بک جین این کارو کرد؟(باگریه)
×.................
+چرا یهویی؟(با گریه)
×هعی.نمیدونم.شاید دوست نداره.
+(گریه ش شدید تر شد)
×نه نه ببخشید گوه خوردم گریه نکن.تو رو خدا گریه نکن
+(گریه ش آروم تر شد)
×نگران نباش من کنارتم
+آخه بعد از اون اتفاق چطور قراره تو این خونه کنارم باشی(کیوت)
×یه جورایی باهاش کنار اومد
+.........
×یوری
+بله اوپا
×میشه ببوسمت؟
+جان؟
×ببین یوری.من بهت حس دارم.من عاشقتم تو رو خدا درکم کن
+...........
×(بوسش کرد)
+(همراهی میکنه)
×😂نگو بلند نیستی خیلی هم خوب بلدی
+😂
×خب خوبی درد که نداری؟
+نه نه خوبم(کیوت)
×مطمئنی؟
+اوهوم(کیوت)
×😂از دست تو
+(کیوت نگاهش میکنه)
×خب من کنارت میمونم که خدایی نکرده آسیبی دیدی من بتونم کمکت کنم
+مرسی اوپا تو خیلی مهربونی(کیوت)
×(اکلیلی شده)
×خب بیا بریم بیرون
باهام رفتن بیرون ولی چیزی رو دیدن که انتظارشو نداشتن....................
منتظر پارتای بعدی باشید
خمارییییییییی
نویسنده:مالک رابین
Part¹⁸
×پتو رو بکشم روش سردش نشه
+(در خواب هفت پادشاهی)
_(داره سوسکی نگاشون میکنه)
×(در حال ناز کردنش)
_(از حسودی میترکه)
×آخه چه دختری میتونه در این حد خوشگل باشه؟
×(در حال ناز کردن)
×هعی نمیتونم خودمو کنترل کنم
_(میخواد بره داخل)
یه نفر دم در گوشش میگه:میخوای اتفاق بدتری به یوری بیوفته؟(آروم)
_نه حاضرم هر کاری کنم که اون سالم باشه(اروم)
همون یه نفر:پس ازش دور شو.باهاش سرد شو.خودت کتکش بزن که ما دست به کار نشیم(آروم)
_باشه(آروم،بغض)
همون یه نفر :فردا هم قراره به الا بچسبی(آروم)
_ب.........باشه(با گریه و آروم)
×(یوری رو بوسید)
_(گریش شدید تر شد)
همون یه نفر:با رابطه ی اونا هم کاری نداشته باش(آروم)
_باشه(آروم.با گریه)
×(هنوزم داره بوسش میکنه)
همون یه نفر:برو به کارات برس و تو کار این دوتا دخالت نکن(اروم)
_رف*
×(رف کنارش.بغلش کرد و خوابید)
ویو صب
+(بیدار شد)
+(شروع کرد به گریه کردن)
×(متوجه شد و بیدار شد)
×عشقم چی شده؟
+اوپا.چرا بک جین این کارو کرد؟(باگریه)
×.................
+چرا یهویی؟(با گریه)
×هعی.نمیدونم.شاید دوست نداره.
+(گریه ش شدید تر شد)
×نه نه ببخشید گوه خوردم گریه نکن.تو رو خدا گریه نکن
+(گریه ش آروم تر شد)
×نگران نباش من کنارتم
+آخه بعد از اون اتفاق چطور قراره تو این خونه کنارم باشی(کیوت)
×یه جورایی باهاش کنار اومد
+.........
×یوری
+بله اوپا
×میشه ببوسمت؟
+جان؟
×ببین یوری.من بهت حس دارم.من عاشقتم تو رو خدا درکم کن
+...........
×(بوسش کرد)
+(همراهی میکنه)
×😂نگو بلند نیستی خیلی هم خوب بلدی
+😂
×خب خوبی درد که نداری؟
+نه نه خوبم(کیوت)
×مطمئنی؟
+اوهوم(کیوت)
×😂از دست تو
+(کیوت نگاهش میکنه)
×خب من کنارت میمونم که خدایی نکرده آسیبی دیدی من بتونم کمکت کنم
+مرسی اوپا تو خیلی مهربونی(کیوت)
×(اکلیلی شده)
×خب بیا بریم بیرون
باهام رفتن بیرون ولی چیزی رو دیدن که انتظارشو نداشتن....................
منتظر پارتای بعدی باشید
خمارییییییییی
نویسنده:مالک رابین
- ۱.۴k
- ۰۳ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط