به دخترت زده ای سر،فدای سرزدنت

به دخترت زده ای سر،فدای سرزدنت
فدای آتش داغی که بر جگر زدنت

چه قدر داد کشیدم دگر نخوان قرآن
ولی تو خواندی و ،با سنگ ای پدر زدنت

به هیچ جای سرتوکه جای سالم نیست
زِ بس که هر سرِبازار و هر گُذَر زدنت

خودت بگو سرنیزه چه برسرت آمد؟
به روی نیزه که بودی چرا مگر زدنت؟

میان مجلس و در پیش روی عمّه و من
برای کشتن ما بوده بیشتر زدنت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دیدگاه ها (۱)

با خودم گفتم رقیه کیست کیست؟گفته اند این نام در تاریخ نیستحر...

از اربعینت سهم من انگار دوریست...تقدیر آدم های نالایق صبوریس...

جانَم حضرت رُقیّة(س)

.

مرگبار زیبا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط