علی اکبرم؛

علی اکبرم؛


خون دل خوردم علی تا که تو آقا شده ای

پدرت پیر شده تا که تو رعنا شده ای


لشگر امروز به قَدِّ خَم ِ من میخندد

مَردَکی داد زد و گفت حسین تا شده ای


پا نکش روی زمین که پدرت میمیرد

با تقلایِ خودت قاتل بابا شده ای
دیدگاه ها (۱)

این داستا نواقعی نیست ژانر : ترسناک . احساسی.خانوادگیباشه،...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_45تمام بدنم داغ کرده بود ..پ...

𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟑𝟐ب۰ن:الهی دورت بگردم شکمو +حیح . بابایی ب۰ن:جون دلم +ا...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۳(موقعیت:۹۰۰متر تا ua) (زمان:۵:۴۷)**...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:13دستان پسرک یخ زد.با قدم های لرزان سمت...

سکوت پیست²Part:²شاخه ای از موهاش که جلوی صورتش بودو گرفتمو ک...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۷

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²³ویو لیلی ___تهونگ: «کی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط