سلامتی دختری که شب عروسی عشقش

سلامتی دختری که شب عروسی عشقش
رفت دمه ماشین عروسو ، کادوشو گذاشت و رفت ....
وقتی پسر بازش کرد دید که یه جلد قرآن
که تو صفحه اولش نوشته بود :
این همون کتابیه که
بهش قسم خوردی که تا آخرش پام وایستی .....
این باشه بدرقه راهت .....
دیدگاه ها (۱۴)

با پســــری بــاش که " رژ لبتــــو " خــــراب کنه نــه ریمل...

ب امید کمی تفکر!سلام روزتون بخیر

روز بخیر

من اگر حوا شوم...........!این بار طغیان میکنم!!سیب را از شاخ...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۱۴ | مدرسه‌ی قدیمینیمه‌شب بود که ...

فصل دومپارت نوزدهم | آخرین روزهای انتظارسه هفته مانده بود......

《검은 마음》پارت هفتم | اولین جلسه‌ی خصوصیساعت دقیقاً چهار بود.ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط